سرزمین کلئوپاترا

من از نامادرانه ی سرزمین کلئوپاترا انتظار مادری ندارم


من از نامادرانه ی سرزمین کلئوپاترا انتظار مادری ندارم

چه دشت های وسیعی را که به چنگال خویش شخم زد و خاکش را با خون کودکان بازیگوش به هم آمیخت
 و خمیری ساخت برای سرمه دان جادویی خویش!

 عطر تنش رایحه ای  آمیخته با جیوه و باروت  بود...

کلئوپاترای من!

کلئوپاترای جادویی!

اعتراف می کنم که رقص شور انگیزش، گردبادی بود که از دور به تماشایش نشسته بودم!

 و در آن هنگام که مسحور جذبه های وهم انگیز ابر و بادش بودم
اين گردباد،
من!
 این انسان قرن بیست و یکمي را در بر گرفت.

پ ن: بین شخصیت #کلئوپاترا ی #مصری و #تائيس #يوناني (نماد آزادي) وجه تشابه فراواني وجود داره.

سحرپناهی


کد خبر : 186 || تاریخ : ۱۴۰۵/۰۵/۱۶