به گزارش جامعه ایده آل؛اشعاری برای گرامیداشت شهیدان و قهرمانان دفاع مقدس، یادبودی از حماسههای جاودانه ایران می خوانید.
در روزهای دشوار دفاع مقدس، مردانی جان بر کف، با ایستادگی و رشادت بینظیر، از خاک وطن پاسداری کردند و با خون خود، صفحههای زرین تاریخ ایران را نگاشتند. یاد و نام این شهیدان، سرداران و دانشمندان بزرگ که راه عزت، استقلال و پیشرفت را برای ملت ما هموار ساختند، همواره در دلها زنده است.
این اشعار را وحید سماوات فعال فرهنگی و روزنامه نگار سروده است. سخن از آن روزهای پرافتخار و حماسههای بیکران دارد؛ یادبودی است برای ایثارگران بینام و نشان و پیامآوری است برای نسلهای آینده تا همواره قدردان آن خونهای پاک و آن راه پرصلابت باشند.
شهید فریدون عباسی
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
یکی مرد دانش، یکی پهلوان
که با نور اندیشه افکند جان
عباسی فریدون، دلیر و سترگ
که دانش ز گفتار او یافت برگ
به میدان علم و به کار هستهای
ز دانش چو خورشید شد آسمانی
نه از تهدید دشمن به تنگ آمدش
نه از نیرنگ و آتش، خدنگ آمدش
به جان و به دل، مرز دانش گشود
به خون خویش، دروازهی عزت بَدوُد
چو ایران بدو سربلندی گرفت
سپهر از درخشش، فشاندی شگفت
به نامش، وطن سرفراز است و بس
که یادش چو البرز جاوید و رس.
سردار شهید حسین سلامی
به نام خداوند خورشید و ماه
که بخشد به مردان دل، دستگاه
سلامی، دلآور، یکی پهلوان
فروزندهی جان چو خورشیدمان
به میدان چو طوفان خروشان شدی
به شمشیر ایمان، درفشان شدی
ز غیرت علم برفراشتی بلند
که دشمن ز هیبت فرو ریخت، بند
نه از مرگ ترسید، نه از بلا
که جانش فدای وطن شد، روا
چو خورشید تابان درخشید و رفت
به خون خویش، بر دفتر عشق، نوشت
جهان، یاد او را به دل مینهد
که نامش چو البرز، جاوید بُوَد
سردار شهید حاجی زاده
به یزدان که جان آفرین آفرید
که بر مرد یزدان، زمان ناپدید
یکی سردریغ و یکی پهلوان
ز خون سرخ خویش افکند جان
حاجیزاده، آن شیر میدان کار
که لرزاند با گام خود روزگار
چو طوفان خروشان شد اندر نبرد
که دشمن ز هیبت، به خواری سپرد
ز شمشیر ایمان، ز بازوی راست
به میدان شهادت، شرف را بخواست
نه مرگش فنا بود، که فریاد بود
به جان وطن، آتشی ز یاد بود
برآمد خروش از دل مرد و زن
که زندهست یادش، به جان و به تن