به گزارش جامعه ایده آل؛ موسیقی در همه دوران اثری با نفوذ در روح و جان آدمی دارد؛ بهویژه آنزمان که از عشق به خاک و وطن باشد. ایران، سرزمین کهنِ هنرپرور، با موسیقی فاخر و بااصالت، در خود فرزندانی از این آب و خاک پرورده است که هر جای جهان باشند، با سوز دل اما شوقی سرشار از عشق، از وطن میخوانند.
رامین مرادی، جوان ایرانی متولد ۱۳۶۹، خواننده خوشصدایی است که مشغول تحصیل در دانمارک است و نمونهای واقعی از وطندوستان خارجنشین به شمار میرود که دل در گرو ذرهذره خاک وطن دارد.
پس از تولید آخرین اثر خود از سرودههای میرزاده عشقی درباره اتفاقات اخیر کشور عزیزمان ایران گفت:
احساس من درباره ایران، بغضی است که در جمع فرو میخوریم و اشکی است که در تنهایی میریزیم. با هر تجاوزی به خاک ایران، صدبار میمیریم و زنده میشویم. از ایران خواندن، حس عشق و اصالت دارد؛ همچون آغوش مادر.
مرادی با بغض درباره پرپر شدن شکوفههای شجره طیبه میناب چنین میگوید:
من و خانوادهام، به این دلیل که تمامیت ارضی ایران را خط قرمز خود میدانیم، بارها تهدید شدیم و ناسزا شنیدیم. با اینکه تنها خواننده ایرانی دانمارک هستم و بهتنهایی تولیدات موسیقیایی ایرانی خود را حتی بهصورت پخش زنده در صفحه هنری خود دارم، متأسفانه از سوی فارسیزبانان معلومالحالی که خود را ایرانی میخوانند، تحریم شدم.
وامدار و وابستهی هیچجا نیستم و نخواهم بود. پرپر شدن شکوفههای شجره طیبه میناب، راه من را مشخصتر و هدفمندتر کرد. دلم میخواهد یادشان زنده نگه داشته شود تا دیگر هیچ بچهای، نه با حمله خارجی و نه با بیکفایتی مدیر داخلی، اشک شوقش به گریه وحشت تبدیل نشود. بایستی به جایی برسیم که سیاست داخلی ایران همچون رشادت سربازانش، مایه سربلندی و افتخار باشد.
میناب را فراموش نخواهم کرد. درصدد هستم بهزودی درباره کودکان شهید میناب ترانهای بسازم.
رامین مرادی در ادامه با تأکید بر اینکه ایران زمین مدیون هنرمندان اصیل موسیقی ایرانی است، درباره فعالیت هنری و علاقهمندیهای موسیقیایی خود افزود: سهسالگی، میکروفون به دست گرفتم. از سال ۱۳۸۹ به مدت سه سال، در قالب گروه موسیقی منتظران
(The Awaited Group)
در دانشگاهها و اجتماعات فرهنگی گوناگون در دانمارک، به اجرای موسیقی پرداختم. تا قبل از ۲۴ سالگیام، متأثر از سبک نصرالله معین، محمد اصفهانی، راغب مصطفی غلوش قاری و موذن مصری، و تولیدات شادمهر عقیلی بودم.
همچنین سبک تلفیقی و صدای سازهای سنتی را دوست دارم. از صدای گیتار و پیانو خسته نمیشوم.
از ۲۰ اثری که از ۲۴ سالگی با بودجه شخصی و به زبانهای فارسی، دانمارکی، عربی و آذری تولید کردهام، حدوداً ۱۰ قطعه را درخور اجرای زنده میدانم. «دلبرِ منی» از جمله تولیدات هنری من بود که به دلیل اتفاقات اخیر ایران و رنجی که در من بود، توان اجرا نداشتم.
طی دورهای یکساله، افتخار شاگردی سرکار خانم فریبا داوودی کندرق را داشتم. ایشان محضر اساتیدی همچون محمدرضا شجریان، هنگامه اخوان، فخری ملکپور، فریدون مشیری، محسن کرامتی، جانسوز دادبه، احمد ابراهیمی، حسین علیزاده و محمدرضا لطفی را درک کردهاند.
در مقطع دبیرستان در دانمارک، موسیقی را در دو سطح گذراندم.
در سالهای اخیر، برنامه همخوانی خانه فرهنگی همدلان (که مجموعهای غیرسیاسی و غیرمذهبی است) را سرپرستی کردهام.
و بدین ترتیب کلیه فعالیتهای هنری و موسیقی اینجانب متأثر از ایران و فرهنگ ایرانی بوده است.
وی در خصوص ترانهها و سبک موسیقی خود، ضمن تأکید بر اصالت ایرانی منطبق با چارچوب قانون مدون ایران افزود:
بیشترین ترانههایی که در آهنگهایم بهره گرفتهام را بانوی بااستعداد تبریزی، پریناز جهانگیرعصر، سرودهاند. از جمله آهنگهایی که با سرودههای ایشان ساختهام، «سرو»، «خلسه»، «منم مردم» و «بگو میتونم» میباشد. لازم به ذکر است که نام ایشان برای اولین بار با قطعه «افسار» از محسن چاوشی شنیده شد.
در زمینه تنظیم، بخت یارم بود که با انوشیروان تقوی و عماد غفاری آشنا شدم و آمادهسازی بیشتر آهنگهایم را به این دو هنرمند توانمند سپردم.
در روزهای پس از مهاجرت، با برادران دوقلویی آشنا شدم که در حوزه موسیقی کمکهای تأثیرگذاری داشتند. و باید پرسید؛ چند خواننده را سراغ دارید که بدون تهیهکننده توانسته باشند این تعداد آهنگ حرفهای تولید کنند؟
من، بدون تعارف، هنوز هیچ ادعایی ندارم، اما آهنگسازی من از مشق و یادگیری نمیآید؛ هر آنچه بر من افزود، دوست گرانبها موجب شد.
مرادی با بیان این مطلب که والدین خوشصدا و علاقهمند به موسیقی دارد که مشوق او در این مسیر بودهاند، تصریح کرد:
???? همه جای این تن؛ وطن من است، اما باید اذعان کنم مازندرانیها و آذریها سرزمین صداهای خوش و شیرین است و من در نوشهر به دنیا آمدم و البته اصالتاً آذری هستم.
وی در خصوص این سؤال که آیا در خانواده شما موسیقی دارای سابقه است، گفت: والدین من صدای بسیار خوبی دارند و البته وقتی ۸ ساله بودم از هم جدا شدند و برادرم نیز پیانیست است.
همچنین خانواده مادری من سرشار از استعداد موسیقایی بوده و هست. شادروان محمدرضا عمادیانمهر که از نوابغ طراحی صنعتی ایران بود، بذر گیتار را در دلم کاشت و با این کار باعث شد دلتنگی، درد، خشم و مهربانیام را به گیتار بگویم. هیچوقت نوازنده نشدم، اما گیتار کمک کرد خواننده شوم.
در اصل، رامین امروز نتیجه تربیت و تلاش چندین زن بزرگ است. پرداختن به شخصیت این مادران بزرگوار فرصت دیگری میطلبد.
و یکی از برجستهترین و بزرگترین مشوقان و همراهم در راه تولید و پخش موسیقی، بانو نرگس محمدی (اهل خمین) هستند. خمین بایستی به خود ببالد که چنین شخصیت دغدغهمند فرهنگی و هنریای در آنجا زیسته و بذرافشانی میکند.
بزرگی میگفت فرهنگ چیزی است که حاضرم جانم را برایش بدهم. از آغاز تراوشات هنریام به این نکته بسیار اندیشیدهام و میدانم زبان، کلید ورود به فرهنگ است. بعد از یادگیری دستوری زبان دوم است که تازه میفهمیم زبان مادری چیست. بعد از مهاجرت، این موهبت شامل حالم شد که توانستم زبان را هم یاد بگیرم و هم به زبانآموزان آموزش دهم. نکتهای که زبان دانمارکی را به زبان موسیقی وصل میکند، آهنگ (ملودی) است. در زبان دانمارکی، آهنگ کلمات از تلفظشان مهمتر است.
???? رامین مرادی درباره انتخاب سروده میرزاده عشقی گفت: هر بار که خواستم برای ایران ترانهای بسازم، کیفیت قطعه «ای ایران» و چهره محمد نوری و آهنگهای سالار عقیلی جلوی چشمم میآمدند و مانع میشدند؛ کارهای بسیار فاخر و ماندگار آنها هستند. همچنین سروده بسیار زیبای میرزاده عشقی را در سه جای مختلف با خوانش سه فرد متفاوت شنیدم. آنچنان در درونم جوشید که تصمیم گرفتم بسازم. مادرم، مثل همیشه، بهعنوان اولین منتقد آهنگسازیام وارد شدند و ویرایش کردند و اینچنین «وطن» آماده شد.
میرزاده عشقی خود بهتنهایی جهانی متفاوت است که در این مجال نمیگنجد. درک عمیقی میخواهد که در من پدیدار شد؛ که ایران در دل ما زنده است، حتی اگر هزاران کیلومتر بینمان فاصله بیفتد.
در اصل پیام این آهنگ، یعنی «وطن»، درودی است به روان همه کسانی که برای ایران و ایستادگی و سربلندی آن از جان گذشتند. وطن، مادر است؛ خاک پای مادر هستم.
وی با بیان اینکه سبک پاپ با تلفیقی از فرهنگ اصیل ایرانی را انتخاب کرده است، گفت:
به هر اندازه که در ایران و آسمان هنریاش جایی برای آزادگی باشد، با افتخار برای ایران و دغدغههایش هم خواهم ساخت و هم به روی صحنه خواهم رفت. چه حسی زیباتر از همصدا شدن با مردم زحمتکش، صبور و شریف میهنم؟
و پیام آخر رامین مرادی، خواننده جوان و مطرح ایرانی مقیم دانمارک: وقتی از میناب و هرگونه تجاوز به وطن عزیزم میشنوم، بغض دارم؛ دور از وطن اما مالامال از عشق وطن. برای ایران و هموطنان عزیزم آرامش و برای همه جهان، بهویژه کودکان، خنده از شوق، آرامش و صلح خواهانم.
زنده باد ایران