جانیان بالقوّه و حقد دین‌داران

نویسنده با واکاوی رفتار جریان‌های غرب‌زده، نسبت میان «دوری از حق» و «غرب‌زدگی» را توموری سرطانی می‌داند که نه تنها حوزه سیاست، بلکه ساحت فرهنگ را نیز هدف گرفته است. تحلیلی بر چرایی تقابلِ بی‌پایانِ مدعیانِ انسانیت با احکام قضایی جمهوری اسلامی.


آن ریاکارهای وقیحی که وقت اعدام مجرم و جانی یاد انسانیت می‌افتند، اما وقت جنایت علیه مردم و بسیجی و پلیس لالند، اساساً دردشان حقد و عقده و نفرت از مذهبی و حزب‌اللهی و هوادار جمهوری اسلامی است. آن‌ها پشت شعارهای رمانتیک و سانتی‌منتال‌شان پناه گرفته‌اند تا موضع خصمانه و سرسختانه‌ی سیاسی‌شان در تقابل با جمهوری اسلامی لو نرود. آن‌ها از این ظاهر و سر و تیپ مذهبی و از شما چه پنهان، از دین و ایمان و مذهب بیزارند. آن‌قدر بیزارند که اگر حکم قرآنی قصاص را جلوی‌شان بگذاری هم کک‌شان نمی‌گزد. اصلاً دین و احکام دین برای‌شان موضوعیتی ندارد. دین را برساخته‌ی طبقه‌ای از انسان‌ها، به اسم آخوند، می‌دانند! و فکر می‌کنند کلهم ریاکاری است! و با هم‌این عناوین، خود به ریاکاری بزرگ‌تری مبتلا شده‌اند که نام شایسته‌ترش نفاق است.

اسلاف‌ این‌ها هم از اول انقلاب بوده‌اند و اگر تیغ دست‌شان می‌افتاد، پوست بچه حزب‌اللهی را می‌کندند؛ البته مردم مدت‌ها زودتر از آن‌که تیغ به دست آن‌ها بیفتد و ماهیت رذل‌شان را رو کنند، اسم‌شان را گذاشته بودند منافق.
منادیان #نه_به_اعدام هم‌آن اراذل قداره‌بند خیابانی هستند، با این تفاوت که پشت ماسک انسانیت و این شعارها قایم شده‌اند و تلاش می‌کنند از هم‌فکر و هم‌مسلک جانی‌شان محافظت کنند. آن‌ها جانیان بالقوه‌اند که از جانیان بالفعل دفاع می‌کنند.
حقد و کینه از مذهبی و دین‌دار و حزب‌اللهی هم اگرچه همیشه پیراهن عثمانی برای‌ش دست و پا می‌شود، اما - گذشته از عقده‌ی شکست‌هایی که همیشه از مردم انقلابی خورده‌اند - در حقیقت ریشه در پی‌روی‌ این جماعت از طاغوت دارد. توموری سرطانی است که در پی‌روان طاغوت پیدا می‌شود و چون چیزی به نام تزکیه‌ی نفس و ایستاده‌گی در برابر هواها هم در قاموس‌شان نیست، رفته‌رفته به کینه‌ای کور و بی‌مهار تبدیل می‌شود. این طبیعت دوری از حق و مؤانست با طاغوت است. غرب‌پرستی و غرب‌زده‌گی هم صورتی از طاغوت‌زده‌گی است.

اما فکر نکنید که این تومور سرطانی فقط خاص آن جماعت بریده از دین و فرهنگ خودی است. فکر نکنید که این صف‌بندی‌های سیاسی کاملاً شفاف است و بین‌شان اختلاط و امتزاجی اتفاق نمی‌افتد. این تومور مسری است و هر آن می‌تواند به هر کسی - که هنوز نسبت غرب را با طاغوت نشناخته باشد - سرایت کند. و دست کم به مراتبی از غرب‌زده‌گی مبتلای‌ش کند. حتی اگر این مرض نتواند فاهمه‌ی سیاسی‌اش را گرفتار کند، به فاهمه‌ی فرهنگی‌اش راحت رسوخ می‌کند. هر کسی که هنوز نسبت غرب را با طاغوت نشناخته باشد.
پس خدای تعالی عاقبت همه‌ی ما را ختم به خیر فرماید.
#ابوسلمان_متولیان

@pasdarfarhang


کد خبر : 112983 || تاریخ : ۱۴۰۵/۰۵/۱۰ || دسته بندی : فرهنگ و اندیشه