از ۲۸ مرداد تا انقلاب؛ وقتی قدرت نظامی کافی نبود

پژوهشگر و نویسنده تاریخ انقلاب با تشریح روند شکل‌گیری سلطه سیاسی، امنیتی و نظامی آمریکا بر ایران از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ گفت: حکومت پهلوی اگرچه ارتشی مجهز و ساختاری امنیتی گسترده در اختیار داشت، اما در نبود پشتوانه اجتماعی و استقلال در تصمیم‌گیری، در برابر انقلاب اسلامی تاب نیاورد.


به گزارش جامعه ایده آل؛ شاداب عسگری، پژوهشگر و نویسنده تاریخ انقلاب، در نشست «دولت پهلوی و سلطه سیاسی، امنیتی و نظامی آمریکا از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷» که ۳۰ مردادماه در حاشیه نمایشگاه کتاب تاریخ معاصر در باغ کتاب تهران برگزار شد، به بررسی روند تحولات امنیتی و نظامی حکومت پهلوی پرداخت و نقش آمریکا، ساواک و گسترش خریدهای تسلیحاتی را در این مسیر تشریح کرد.
کودتا؛ آغاز مرحله‌ای تازه در مناسبات ایران و آمریکا

عسگری با تأکید بر اینکه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تنها یک نقطه پایان برای دولت مصدق نبود، گفت: کودتا سرآغاز مرحله‌ای تازه در روابط ایران و آمریکا و آغاز نفوذ گسترده‌تر واشنگتن در ساختارهای سیاسی، نظامی و امنیتی کشور بود.

وی افزود: پس از کودتا، مناسبات جدیدی میان حکومت پهلوی و آمریکا شکل گرفت و این رابطه به‌تدریج از سطح سیاسی فراتر رفت و حوزه‌های امنیتی و نظامی را نیز دربر گرفت.

این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنانش به ساختار ارتش پیش از کودتا اشاره کرد و از برخی افراد حاضر در آن ساختار نام برد. او با طرح این پرسش که آیا حضور برخی چهره‌ها در ارتش صرفاً یک انتصاب عادی بود، این موضوع را در چارچوب نفوذ جریان‌های خاص در ساختار نظامی کشور مورد بررسی قرار داد.
از اطلاعات ناقص تا غافلگیری سیاسی

عسگری یکی از عوامل مهم در موفقیت کودتای ۲۸ مرداد را ضعف اطلاع‌رسانی و مشاوره به دولت مصدق دانست و گفت: برخی اطلاعات مهم در روزهای منتهی به کودتا به موقع به دولت نرسید.

وی با اشاره به نقش لویی هندرسون، سفیر آمریکا در تهران، افزود: در شب ۲۸ مرداد نیز درباره وضعیت امنیتی کشور و فعالیت نیروهای توده‌ای هشدارهایی مطرح شد و در ادامه، فضای خیابانی به سرعت تغییر کرد.

به گفته او، در آن روزها نیروهای مخالف دولت، از جمله گروه‌هایی مرتبط با شعبان جعفری، وارد صحنه شدند و مجموعه‌ای از تحولات سیاسی، امنیتی و خیابانی در کنار هم موازنه قدرت را تغییر داد.
اداره دوم و ساواک؛ امنیت فراتر از ارتش

این پژوهشگر تاریخ انقلاب در ادامه به روند شکل‌گیری ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی در ایران پرداخت و گفت: پیش از تشکیل ساواک نیز نهادهای امنیتی در کشور وجود داشت، اما پس از کودتا، اداره دوم در ستاد ارتش با پشتیبانی آمریکا توسعه یافت.

وی افزود: اداره دوم به دلیل محدود بودن دامنه فعالیتش، نمی‌توانست مسئولیت امنیت سراسر کشور را برعهده بگیرد و همین مسئله زمینه را برای تشکیل ساواک فراهم کرد. به گفته عسگری، ساواک از صفر ساخته نشد، بلکه بخشی از تجربه‌ها و سوابق اداره دوم به آن منتقل شد و چهار رئیس نخست آن نیز از میان نظامیان انتخاب شدند.

عسگری با بیان اینکه آمریکا در شکل‌گیری این سازمان نقش داشت، اظهار کرد: حدود ۱۲ مستشار آمریکایی در این روند مشارکت کردند و از سال ۱۳۳۶ در ایران حضور یافتند. او همچنین از تغییر مسیر همکاری‌های امنیتی در سال‌های بعد خبر داد و گفت: از سال ۱۳۴۲، همکاری ایران و اسرائیل در حوزه آموزش و فعالیت‌های امنیتی ساواک گسترش یافت.
همکاری‌های امنیتی با اسرائیل

وی با اشاره به برخی طرح‌های مشترک امنیتی، از شبکه‌ای با عنوان «زیتون» و طرحی با نام «کریستال» یا «بلور» یاد کرد و گفت: این طرح‌ها برای نفوذ، جمع‌آوری اطلاعات و کنترل تحولات منطقه‌ای، به‌ویژه در عراق و برخی کشورهای عربی، طراحی شده بودند.

عسگری همچنین مدعی شد که در برخی موارد از ظرفیت‌های دیپلماتیک ایران و پوشش سفارتخانه‌ها برای برخی فعالیت‌های اطلاعاتی استفاده می‌شد.

او در عین حال تأکید کرد که رابطه آمریکا با ایران بیش از آنکه بر اجرای مستقیم عملیات استوار باشد، بر طراحی، سیاست‌گذاری و نظارت متمرکز بود و اجرای سیاست‌ها عمدتاً به ساختارهای داخلی واگذار می‌شد.
ارتش بزرگ، اما وابسته در تصمیم‌گیری

این پژوهشگر تاریخ در بخش دیگری از نشست به افزایش خریدهای نظامی در دوران پهلوی پرداخت و گفت: از سال ۱۳۴۳ و هم‌زمان با افزایش درآمدهای نفتی، خرید تجهیزات نظامی نیز به‌طور چشمگیری رشد کرد، اما تصمیم‌گیری نهایی درباره نوع و حجم خریدها در اختیار محمدرضا پهلوی و ارتشبد طوفانیان بود.

وی افزود: شاه شخصاً کاتالوگ تجهیزات نظامی را بررسی می‌کرد و درباره خریدها تصمیم می‌گرفت. به گفته عسگری، بخشی از مناسبات تسلیحاتی نیز با پرداخت پورسانت همراه بود و همین مسئله نشان می‌داد که سازوکار خریدهای نظامی از شفافیت کافی برخوردار نبود.

عسگری ادعای «پنجمین ارتش جهان» بودن ایران را نیز مورد تردید قرار داد و گفت: این عنوان بیشتر جنبه سیاسی داشت تا توصیفی دقیق از استقلال و قدرت واقعی ارتش ایران.
پایگاه‌های آمریکا در ایران و نقش منطقه‌ای کشور

وی در ادامه با اشاره به برخی پایگاه‌های مستقر در ایران، از جمله کبکان و صفی‌آباد بهشهر، گفت: این مراکز برای رصد شوروی مورد استفاده قرار می‌گرفتند و حتی ورود ایرانیان به بخش‌هایی از آنها ممنوع بود.

او همچنین به یک پروژه اطلاعاتی دیگر اشاره کرد که در آن هواپیمایی با رنگ و مشخصات ارتش ایران برای سنجش واکنش شوروی به پرواز درآمد.

عسگری این بخش از تاریخ را نمونه‌ای از حضور ایران در معادلات جنگ سرد دانست، اما تأکید کرد که این حضور به معنای استقلال کامل نظامی نبود و در عمل، تصمیم‌های اصلی همچنان در مدار وابستگی به قدرت‌های خارجی قرار داشت.
روزی که ارتش باید تصمیم می‌گرفت

به گفته عسگری، بحران اصلی در سال ۱۳۵۷ زمانی آشکار شد که حکومت پهلوی با بزرگ‌ترین چالش سیاسی خود روبه‌رو شد. در آن مقطع، دیگر تعداد تانک‌ها و هواپیماها تعیین‌کننده نبود، بلکه پرسش اصلی این بود که فرماندهان ارتش تا چه اندازه می‌توانند مستقل تصمیم بگیرند.

وی با استناد به خاطرات ژنرال هایزر و ارتشبد طوفانیان افزود: فرماندهان ارشد ارتش منتظر بودند بدانند چه دستوری صادر می‌شود تا همان را اجرا کنند. به اعتقاد او، همین وابستگی در سطح فرماندهی یکی از عوامل مهم ناتوانی ارتش پهلوی در مواجهه با انقلاب ۱۳۵۷ بود.
جامعه‌ای که در محاسبات دیده نشد

عسگری در بخش پایانی سخنانش تأکید کرد: یکی از خطاهای اصلی حکومت پهلوی و حامیان خارجی آن، نادیده گرفتن نقش مذهب و مرجعیت در جامعه ایران بود.

وی افزود: آمریکا و حکومت پهلوی تهدید اصلی را در کمونیسم و جریان‌های سیاسی مخالف می‌دیدند، اما پیوند عمیق جامعه با روحانیت و مرجعیت در محاسبات آنان جایگاه درستی نداشت. به همین دلیل، هنگام اوج‌گیری اعتراض‌های سال ۱۳۵۷، حکومت با جنبشی مواجه شد که صرفاً سیاسی نبود، بلکه بخش‌های گسترده‌ای از جامعه را دربر گرفته بود.

عسگری در جمع‌بندی سخنان خود گفت: حکومت پهلوی پس از ۲۸ مرداد بیش از پیش به ساختارهای امنیتی، نظامی و حمایت خارجی تکیه کرد، اما این قدرت سخت نتوانست جای خالی پشتوانه اجتماعی را پر کند و در نهایت در برابر انقلاب اسلامی فروپاشید.

 


کد خبر : 113781 || تاریخ : ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ || دسته بندی : ادبیات و نشر