به گزارش جامعه ایده آل؛ دکتر ماهورا عبدالهی، دکتری مدیریت کسبوکار، با اشاره به آسیبهای واردشده به کسبوکارهای خرد در جریان جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، بر ضرورت بازسازی، تثبیت و بازطراحی این کسبوکارها متناسب با شرایط جدید تأکید کرد و گفت: کسبوکارهای خرد برای عبور از شرایط پس از بحران، بیش از هر چیز به یک برنامه متناسب با وضعیت واقعی خود نیاز دارند.
عبدالهی با بیان اینکه کسبوکارهای خرد به دلیل محدودیت سرمایه در گردش و وابستگی بیشتر به جریان روزانه درآمد، در برابر شوکهای اقتصادی آسیبپذیرتر هستند، گفت: وقتی یک بحران جدی اتفاق میافتد، کاهش فروش، اختلال در زنجیره تأمین، تغییر رفتار مشتریان و افزایش هزینهها میتواند در مدت کوتاهی فعالیت یک کسبوکار کوچک را تحت تأثیر قرار دهد.
وی افزود: البته نمیتوان میزان آسیب را برای همه کسبوکارها یکسان در نظر گرفت، چرا که نوع فعالیت، میزان سرمایه، مدل درآمدی، وابستگی به تأمینکنندگان و نوع مشتریان هر کسبوکار متفاوت است و به همین دلیل، راهکار بازگشت نیز باید متناسب با شرایط همان کسبوکار طراحی شود.
این کارشناس مدیریت کسبوکار ادامه داد: یکی از مهمترین اشتباهاتی که ممکن است صاحب یک کسبوکار پس از بحران مرتکب شود، تلاش برای بازگرداندن کسبوکار به همان شرایطی است که پیش از بحران داشته است؛ در حالی که ممکن است بازار، قدرت خرید مشتری، هزینهها و حتی الگوی مصرف تغییر کرده باشد.
عبدالهی تصریح کرد: در چنین شرایطی، هدف فقط بازسازی گذشته نیست، بلکه باید کسبوکار را متناسب با شرایط جدید بازطراحی کرد. ممکن است لازم باشد محصول یا خدمت، شیوه قیمتگذاری، بازار هدف، کانال فروش یا حتی مدل درآمدی یک کسبوکار مورد بازنگری قرار گیرد.
وی با اشاره به ضرورت اولویتبندی اقدامات در دوره پس از بحران گفت: صاحبان کسبوکارهای خرد بهتر است مسیر بازگشت را در سه مرحله دنبال کنند؛ نخست بقا، سپس تثبیت و در نهایت بازگشت به رشد.
عبدالهی توضیح داد: در مرحله بقا، مهمترین موضوع حفظ نقدینگی و سرمایه در گردش است. صاحب کسبوکار باید دقیقاً بداند چه میزان منابع در اختیار دارد، هزینههای ضروری کداماند و برای ادامه فعالیت به چه میزان درآمد نیاز دارد. در این مرحله، کنترل هزینههای غیرضروری و جلوگیری از تصمیمهای مالی پرریسک اهمیت زیادی دارد.
وی افزود: پس از عبور از مرحله بقا، کسبوکار باید به سمت تثبیت حرکت کند. در این مرحله باید وضعیت مشتریان، قدرت خرید آنها، میزان تقاضا و تناسب محصولات و خدمات با شرایط جدید بازار بررسی شود.
این کارشناس مدیریت کسبوکار ادامه داد: رشد باید مرحله سوم باشد. زمانی میتوان درباره توسعه بازار، افزایش ظرفیت، سرمایهگذاری مجدد یا ایجاد محصولات جدید صحبت کرد که کسبوکار به یک ثبات نسبی رسیده باشد.
عبدالهی با بیان اینکه تزریق پول به تنهایی نمیتواند همه مشکلات یک کسبوکار آسیبدیده را حل کند، گفت: گاهی تصور میشود اگر سرمایه جدید وارد یک کسبوکار شود، مشکل حل خواهد شد؛ در حالی که ممکن است مسئله اصلی، مدل درآمدی، قیمتگذاری، هزینههای جاری، بازار هدف یا شیوه فروش باشد.
وی افزود: اگر مشکل اصلی شناسایی نشود، حتی سرمایه جدید نیز ممکن است صرف جبران موقت خسارت شود و پس از مدتی همان مشکل دوباره خود را نشان دهد. بنابراین پیش از هر اقدام، باید وضعیت کسبوکار به صورت دقیق بررسی و مسئله اصلی مشخص شود.
عبدالهی همچنین بر ضرورت افزایش تابآوری کسبوکارها تأکید کرد و گفت: تجربه بحرانهای اخیر نشان داد که صاحبان کسبوکار باید برای شرایط غیرمنتظره نیز برنامه داشته باشند. ایجاد کانالهای جایگزین فروش، کاهش وابستگی به یک تأمینکننده یا یک مشتری، حفظ ارتباط با مخاطبان، مدیریت نقدینگی و استفاده مناسب از ظرفیتهای دیجیتال میتواند بخشی از این برنامه باشد.
وی تصریح کرد: کسبوکار تابآور، کسبوکاری نیست که هیچوقت آسیب نبیند؛ بلکه کسبوکاری است که پس از مواجهه با بحران، بتواند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و دوباره به مسیر فعالیت و رشد بازگردد.
این کارشناس مدیریت کسبوکار در پایان گفت: اگر کسبوکاری در جریان جنگ آسیب دیده، فعالیت آن متوقف یا ضعیف شده و صاحب آن نمیداند از کجا باید دوباره شروع کند، لازم نیست این مسیر را به تنهایی طی کند.
عبدالهی افزود: ما میتوانیم در کنار صاحبان این کسبوکارها قرار بگیریم، وضعیت موجود را بررسی کنیم، مسئله اصلی را شناسایی کنیم و بر اساس شرایط واقعی هر کسبوکار، برای بازسازی، تثبیت و بازگشت به مسیر رشد برنامهریزی کنیم.
وی خاطرنشان کرد: قرار نیست برای همه کسبوکارها یک نسخه واحد داشته باشیم؛ هر کسبوکار شرایط، ظرفیتها و آسیبهای خودش را دارد و به همین دلیل، مسیر بازسازی آن نیز باید متناسب با همان شرایط طراحی شود.