به گزارش جامعه ایده آل؛ نکاتی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب به اجلاس نماز به شرح زیر است:
الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ (حج، ۴۱)
اول:
رهبر فرزانه انقلاب، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، در پیام حکیمانه خود به سی و سومین اجلاس سراسری نماز نوشتند:
«بنا بر آموزهٔ قرآن، برپاداشتن نماز، اوّلین ثمره و نشانهٔ حکومت صالحان است. ... امروز که شرط مُکنت و قدرت مردم عزیز ایران بیش از پیش فراهم شده است، یکایک ملّت مبعوث، مخاطب این دستور مکرّر الهی برای اقامهٔ نماز هستند که اَقیموا الصّلاة» (۹ مهر ۱۴۰۵) این تعبیر رهبر انقلاب در واقع تفسیر عملی همان آیه سوره حج است که در ابتدای یادداشت آمد.امیرمؤمنان علی علیه السلام درحکم انتصاب محمد بن ابیبکر برای استانداری بصره نوشتند:
«وَ اِعْلَمْ أَنَّ کُلَّ شَیْءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلاَتِکَ؛ و بدان که همه کارهایت تابع نمازت هستند.»
بر همین اساس، میتوان نتیجه گرفت:
سهلانگاری در اقامه نماز مساوی با سهلانگاری در اقامه همه فرائض الهی است؛ تسامح و تساهل در اقامه نماز معادل با تساهل در اجرای همه حدود الهی ست، سهلانگاری در اقامه نماز مساوی با سهلانگاری در برخورد با اشاعه فحشا و منکرات در جامعه است؛ سهلانگاری در اقامه نماز معادل با سهلانگاری در برخورد با ترویج فرهنگ منحط غربی است؛ سهلانگاری در اقامه نماز مساوی با سهلانگاری در برخورد با فسادهای ریز و درشت اقتصادی و اداری است؛ سهلانگاری در اقامه نماز معادل سهلانگاری در احیا فریضه امر به معروف و نهی از منکر است؛ تاکید رهبر انقلاب بر محوریت مساله نماز یک مساله راهبردی در مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی ست و باید محقق شود.
دوم :
در فلسفه قدرت در نظام اسلامی اقامه نماز به مثابهی نخستین شرط مشروعیت در حکومت اسلامی است.
در تفکر سطحی و مادیگرایانه و ماتریالیستی، سیاست و عبادت را دو دنیای مجزا میبینند؛ یکی عرصهی پراکندگی و تزاحم منافع و جنگ برای کسب قدرت است و دیگری در خلوتسراهای سکوت و مناجات و عزلت و عافیت پیگیری میشود. اما در دکترین حکومت اسلامی و ذیل "نظریه عینیت دیانت و سیاست"، این دو نه تنها جدای از هم نیستند، بلکه یکی در خدمت دیگری است.
پیام حکیمانه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای مدظلهالعالی به اجلاس سراسری نماز، به طور دقیق و راهبردی، این پیوند را بازتعریف کرد و مصادیق جدیدی از آن ارائه نمود.
معظمله با استناد به آموزههای قرآن کریم، «برپاداشتن نماز» را «نخستین ثمره و نشانه حکومت صالحان» دانستند. در منطق الهی، نماز نه یک اثر جانبی، بلکه «اولین نشانه» و «شرط پیشنیاز» برای هرگونه مدیریت صالح است.
نگاهی به آیات قرآن، این حقیقت را عیان میکند که در اولویتبندی الهی برای کسانی که در زمین «تمکن» مییابند، نخستین مطالبه، «اقامه نماز» است و سپس زکات و امر به معروف و نهی از منکر. این ترتیب، نشان میدهد که هرگونه عدالت اجتماعی (زکات) و هرگونه نظارت بر جامعه (امر به معروف)، تنها زمانی پایدار و صادقانه است که ریشه در «تسلیم مطلق در برابر خدا» داشته باشد که تجلی عینی آن، نماز است. در واقع، نماز، «نقطه آغاز» صلاحیت مدیریتی در اسلام است. «الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ»
الگوی عملی این نظریه را همانطور که اشاره شد در سیره امیرمؤمنان علی علیهالسلام مییابیم. حضرت در نامه های خود به استانداران و فرمانداران(نامه ۵۲)، نماز را بخشی از «پروتکلهای اداری و اجرایی» حکومت قرار دادند. تأکید ایشان بر رعایت دقیق اوقات نماز و مراعات حال اضعف مأمومین، نشان میدهد که در نگاه امام علی علیهالسلام، نمازخانه و مسجد، همان جایگاه آموزش عدالت و تواضع برای مدیران بود. توصیه تکاندهنده فوق الذکر ایشان به محمد بن ابیبکر مبنی بر اینکه «همه کارها و برنامههای تو تابع مسئله نماز است»، کلید درک رابطه قدرت و عبادت است. «صَلِّ اَلصَّلاَةَ لِوَقْتِهَا اَلْمُؤَقَّتِ لَهَا وَ لاَ تُعَجِّلْ وَقْتَهَا لِفَرَاغٍ وَ لاَ تُؤَخِّرْهَا عَنْ وَقْتِهَا لاِشْتِغَالٍ» (نامه ۲۷) این جمله به این معناست که نماز باید «ساعت تنظیمکنندهی» تمام تصمیمات سیاسی و اداری باشد؛ به گونهای که اگر تصمیمی با روح نماز (که همان تلاوت توحید و تسلیم در برابر حق است) در تضاد باشد، آن تصمیم باید بازنگری شود.
اما در مقابل این الگوی متعالی، باید به هشدار تلخ اما ضروری درباره «سقوط دکترین نماز در بدنه حاکمیت» توجه کرد. یکی از ریشههای شکلگیری «هستههای مدافع فساد» در دل هر نظام اسلامی، زمانی است که اقامه نماز از یک «الزام راهبردی» به یک «تشریفات صوری» تقلیل یابد. وقتی نماز در لایههای مدیریتی، تنها به یک حرکت مکانیکی و استاتیکی تبدیل شود و روح آن (که همان مقام بندگی و ترس از خداست) رخت ببندد، در واقع «سد دفاعی اخلاقی» حاکم فرو میریزد. نتیجه این سهلانگاری، یک زنجیره از سقوطهاست. هرگاه در اقامه نماز سهلانگاری شود، به دنبال آن سهلانگاری در اقامه عدالت، سهلانگاری در اجرای حدود الهی و در نهایت، چشمپوشی از فسادهای ریز و درشت اقتصادی و اداری میآید. چرا که کسی که در برابر «خالق جهان» در سجده، تسلیم نیست، هرگز در برابر «هوا و منافع شخصی» تسلیم نخواهد شد و نمیتواند در برابر وسوسههای فساد، استوار بماند. امروز، در شرایطی که طبق فرمایش رهبری معظم، «شرط مکنت و قدرت» برای ملت عزیز ایران فراهم شده است، پیام «اقیموا الصلاة» یک فرمان کلی برای توده مردم است، اما در عین حال، یک «سنجش سخت» برای مسئولان است. نماز، نه تنها راه نجات فردی، بلکه «تضمیننامه امنیت ملی» است. حکومتی که مدیرانش نماز را «محور برنامههایشان» قرار دهند، حکومتی است که در آن عدالت جاری میشود، زیرا مدیر نمازخوان (به معنای واقعی)، هر لحظه حس میکند که تحت نظر «رقیب مطلق» است.لذا اقامه نماز، تنها راه مقابله با «تکنوکراسی بیروح» و «سیاست مصلحتی» است. اگر میخواهیم جامعهای بسازیم که در آن فساد ریشه ندواند و عدالت حقیقتی ملموس باشد، باید ابتدا «نماز» را به عنوان «مرکز ثقل حکمرانی» بازگردانیم. نماز، علاوه بر آنکه یک عبادت جذاب و پر روح است؛ یک «سیستم کنترل کیفیت» روح حاکم است.هرگاه این سیستم فعال باشد، حکومت صالحان تحقق مییابد و هرگاه از کار بیفتد، قدرت به ابزاری برای استبداد و فساد تبدیل میشود. پیام پرمغز و پرمضمون اخیر رهبر انقلاب به اجلاس نماز باید در سیستم های اداری و مدیریتی کشور مکررا بازخوانی شود و راهبردهای عملی از آن استخراج و پیاده سازی شود انشاءالله
انتهای پیام/