به گزارش جامعه ایده آل؛ سیدشهابالدین طباطبایی، عضو شورای اطلاعرسانی دولت، ضمن نگاهی به این رویداد ملی که تا کنون در 11 استان برگزار شده، ابعاد راهبردی پیام رئیسجمهور و الزامات آن را در پیوند با تقویت سرمایه اجتماعی واکاوی کرده است.
متن یادداشت به این شرح است:
ضمن تقدیر از رویکرد صداوسیما در تهیه برنامه «ایران جان»، مایلم ابتدا به پیام رئیسجمهور محترم درخصوص برگزاری رویداد ملی «ایران جان» بپردازم. معتقدم این پیام صرفاً تقدیر از یک برنامه تلویزیونی یا پیامیبه یک پویش نیست. نگاه ویژه رئیسجمهوری اسلامی ایران به ایران، هویت ملی و نقش رسانه و اطلاعرسانی در تقویت وفاق در این پیام پررنگ است. بهویژه سه محور در آن بیش از دیگر مفاهیم برجسته شده است: ایران بهعنوان خانه مشترک همه ایرانیان، تنوع فرهنگی بهمثابه سرمایه همبستگی و شناخت مردم بهعنوان مقدمه وفاق ملی.
ایران را باید دوباره دید؛ اینبار نهفقط از پشت پنجره جغرافیا، بلکه از دریچه زندگی مردمانی که در گوشهگوشه این سرزمین مقدس، با زبانها، آیینها، خاطرهها و آرزوهای متفاوت، سرنوشتی مشترک را رقم میزنند.
معتقدم پیام رئیسجمهور به رویداد ملی «ایران جان» را میتوان دعوتی به همین بازنگری دانست؛ بازنگری در معنای ایران، در نسبت میان تنوع و همبستگی و در مسئولیتی که رسانه ملی برای نزدیکتر کردن ایرانیان به یکدیگر بر عهده دارد. نقش و مسئولیتی که شاید در مقاطعی کمرنگ یا معکوس شده است.
رئیسجمهور پزشکیان در پیام خود جملهای را در کانون توجه قرار میدهد: «ایران، خانه مشترک همه ماست» خانه مشترک، پیش از آنکه یک مفهوم جغرافیایی باشد، تعریفی از تعلق و مسئولیت است. خانه را نمیتوان به یک اتاق، یک سلیقه یا یکصدا فروکاست. خانه با حضور همه اعضایش معنا پیدا میکند و آبادانی آن، به مشارکت و احساس تعلق همه وابسته است. ایران نیز با همه گستردگی تاریخی، فرهنگی و جغرافیایی خود، هنگامیبهمعنای واقعی کلمه خانه مشترک ایرانیان خواهد بود که هر شهروند، در هر استان و با هر زبان و آیین، خود را در تصویر ملی کشور بازشناسد.
اهمیت «ایران جان» را باید در همین نقطه جستوجو کرد: در تلاش برای گسترش تصویری مشترک و کامل از ایران؛ تصویری که در آن، هیچ فرد، هیچ منطقه و حاشیهای و هیچ فرهنگی کماهمیت نیست.
یکی از مهمترین فرازهای پیام رئیسجمهور، تأکید بر این معناست که گوناگونی ایران نه مایه فاصله، بلکه سرچشمه غنای فرهنگی و از سرمایههای ارزشمند همبستگی ملی است. این گزاره، فراتر از یک توصیف فرهنگی، بیانگر نوعی نگاه به جامعه ایرانی است؛ نگاهی که تفاوتها را نه تهدیدی برای وحدت، بلکه فرصتی برای شناخت، یادگیری و همافزایی میداند، سرمایهای کمنظیر که میتواند و باید به نیرویی برای آینده تبدیل شود. به این شرط که تفاوتها دیده شوند، روایت شوند و مجال حضور برابر در حافظه عمومی جامعه پیدا کنند.
«ایران جان» باید نشان دهد که تنوع و تفاوت، فاصله نیست، سرمایه ملی و همبستگی است. «ایران جان» باید کمک کند از دل تفاوتها سرمایه بسازد، نه آنکه تفاوت را به اختلاف و اختلاف را مایه سرمایهسوزی کند.
وفاق ملی نیز از همین مسیر شکل میگیرد. وفاق را نمیتوان صرفاً با جملهسازی و تکرار واژهها ساخت؛ همانگونه که همدلی با نادیده گرفتن تفاوتها به وجود نمیآید. همدلی هنگامیشکل میگیرد که مردم یکدیگر را بشناسند، از تجربههای هم باخبر شوند و دریابند که در پس تفاوتهای ظاهری، دغدغهها و آرزوهای مشترکی وجود دارد. به نظرم صداوسیما تا این جای کار در رویداد «ایران جان» موفق ظاهر شده است.
وقتی مخاطبی در نقطهای از کشور با زندگی، رنجها، ظرفیتها و امیدهای مردم استانی دیگر آشنا میشود، فاصله ذهنی میان او و آن جامعه کاهش مییابد. این شناخت، امکان همدلی را فراهم میکند و همدلی، یکی از پایههای اصلی اعتماد اجتماعی است. ازاینمنظر، روایت درست تنوع فرهنگی ایران، صرفاً کاری رسانهای یا برای سرگرمی مخاطب نیست؛ این دقیقاً بخشی از فرایند تقویت پیوندهای ملی است. آنچه این روزها بیش از همیشه به آن نیازمندیم.
بر این باورم برنامه «ایران جان» میتواند فرصتی برای بازشناسی ایران از دریچه استانها و مردمان آن باشد. اما اهمیت چنین رویدادی را نباید فقط در معرفی جاذبههای گردشگری، آثار تاریخی، صنایع بومی یا زیباییهای طبیعی خلاصه کرد. این ظرفیتها زمانی معنای کاملتری پیدا میکنند که در کنار خود، زندگی واقعی «همه مردم» و نسبت آنان با آینده سرزمینشان را نیز به تصویر بکشند.
رسانه ملی میتواند این اجزا را در روایتی منسجم به هم پیوند دهد؛ روایتی که در آن، استانها نه سوژههایی برای معرفی کوتاهمدت، بلکه بخشهایی زنده و اثرگذار از سرنوشت مشترک ایران باشند.
چنین رویکردی، البته مستلزم عبور از روایتهای کلیشهای است. مردم هر منطقه باید خود را در قاب رسانه با تمام پیچیدگیها، توانمندیها و واقعیتهای زندگیشان ببینند؛ نهفقط در لحظههای جشن و نمایش، بلکه در جریان کار، خلاقیت، تلاش برای پیشرفت و بیان مطالباتشان و حتی نقدهای صریح و تند و تلخشان. روایت صادقانه، اعتماد میسازد و «ایران جان» یعنی وفاق فقط احساس تعلق به یک نام یا پرچم مشترک نیست؛ در کنار این احساس، به تجربهای ملموس از مشارکت، شنیده شدن و برخورداری از فرصتهای عادلانه نیز نیاز دارد. شهروندان باید بتوانند میان تعلق ملی خود و امکان اثرگذاری بر آینده محل زندگیشان پیوند برقرار کنند.
ازاینرو، «ایران جان» زمانی میتواند از یک رویداد رسانهای به جریانی پایدار و اثرگذار تبدیل شود که روایت استانها به پایان یک هفته برنامهسازی محدود نماند. مطالبات مطرحشده باید امکان پیگیری پیدا کنند، ظرفیتهای معرفیشده به شبکهای از ارتباطات و همکاریها متصل شوند و شناخت ایجادشده در مخاطبان، به توجهی ماندگارتر نسبت به مناطق مختلف کشور بینجامد. آن زمان میتوان دید که احساس مشترک به مسئولیت مشترک ایرانیان تبدیل شده و این نیز بخشی از محصول وفاق است.
در این مسیر، همکاری رسانه ملی با دستگاههای اجرایی و نهادهای محلی اهمیتی دوچندان دارد. رسانه میتواند دیده شدن را ممکن کند، گفتوگو را شکل دهد و مسائل را به افکار عمومی و مسئولان منتقل کند؛ اما استمرار این مسیر به پاسخگویی، پیگیری و تبدیل ظرفیتها به فرصتهای واقعی نیز نیازمند است.
و در آخر: پیام رئیسجمهور به «ایران جان» را میتوان فراتر از قدردانی از یک رویداد رسانهای، تأکیدی بر یک ضرورت ملی دانست: ایران برای شناختن خود، به روایتهای جامعتر، صادقانهتر و فراگیرتر نیاز دارد.
در روزگاری که جامعه بیش از هر زمان به اعتماد، همدلی و درک متقابل نیازمند است، رسانه میتواند با نزدیک کردن تجربههای دور از هم، به بازسازی پیوندهای اجتماعی کمک کند. این نقش نه با یکسانسازی صداها، بلکه با شنیدن صداهای متنوع و قرار دادن آنها در یک گفتوگوی ملی تحقق مییابد.
«ایران جان» فرصتی است برای آنکه ایران را نهفقط به یکدیگر نشان دهیم، بلکه به یکدیگر بشناسانیم؛ نهفقط از زیباییهای سرزمین بگوییم، بلکه تواناییها و نیازهای مردمانش را نیز ببینیم؛ و نهفقط از وفاق ملی سخن بگوییم، بلکه زمینههای واقعی آن را فراهم کنیم.
ایران، با همه رنگارنگیاش، سرنوشت مشترک همه ماست. پاسداشت این سرنوشت، از شناختن یکدیگر آغاز میشود و در مشارکت همگانی برای ساختن آیندهای آبادتر، عادلانهتر و برخوردار از فرصتهای برابر معنا پیدا میکند. «ایران جان» را فرصتی برای آشتی مردم با صداوسیما میدانم، فرصتی برای ملی شدن رسانهای که همه باید خود را در آن ببینند.
انتهای پیام/