به گزارش جامعه ایده آل؛ اجتماع بزرگ امام رضاییها صرفاً یک گردهمایی برای عرض ارادت نیست؛ بلکه باید آن را به مثابه یک «پدیده اجتماعی» تحلیل کرد. رویدادی که در آن پایتخت، فاصله جغرافیایی با مشهد را در ذهن مردم فرو میریزد و ایران را به یک حرمخانهی بزرگ تبدیل میکند.
این یادداشت به واکاوی چرایی اهمیت این پیوند ملی میپردازد.
برای درک اهمیت اجتماع امروز در تهران، نباید تنها به تعداد حاضران نگاه کرد. آنچه امروز در خیابانهای پایتخت رخ داد، بازتعریف مفهوم «فاصله» بود. وقتی هزاران نفر در قلب تهران دست به سینه میگذارند و رو به سوی بارگاه امام رضا (ع) سلام میدهند، در واقع جغرافیای فیزیکی را به نفع جغرافیای قلبی کنار میزنند. تهران امروز، در جایگاه پایتخت سیاسی، نقاب از چهره برداشت و سیمای واقعی یک پایتخت ایمانی را به نمایش گذاشت. این یعنی مردم، بدون توجه به دغدغههای روزمره و فشارهای اقتصادی، همچنان پیوند خود را با ریشههای هویتی و مذهبی خویش حفظ کردهاند.
قدرت همافزایی در شبکه ملی*نکته راهبردی در برگزاری سراسری این اجتماع، ایجاد یک «شبکه همبستگی ملی» است. وقتی خبر برگزاری این مراسم از تهران تا دورترین نقاط کشور مخابره میشود، یک حس «با هم بودن» و «یکپارچگی» در جامعه تزریق میگردد. در تحلیلهای جامعهشناختی، این نوع مراسمها به «آیینهای همبستگی» معروفاند. آیینهایی که در آن، تفاوتهای قومی، گویشی و حتی دیدگاههای سیاسی، در برابر یک هویت مشترک رنگ میبازند. امروز، تهرانِ متکثر، در میانِ صحنهای نمادینش، یکپارچه شد. این یکپارچگی، سرمایه اجتماعی ارزشمندی است که میتواند در بزنگاههای دشوار، تکیهگاه جامعه باشد.
برخی تحلیلگران ممکن است این اجتماعات را به عنوان رویدادهای سنتی قلمداد کنند، اما نگاهی دقیقتر به ترکیب جمعیتی شرکتکنندگان – که پر از جوانان و دهههای هشتادی و نودی است – نشان میدهد که این آیینها بههیچوجه دچار کهنگی نشدهاند. اتفاقاً این نسل جدید است که با خلاقیت و ابزارهای نوین، در حال بازخوانی مفاهیم مذهبی است. آنها امام رضا (ع) را نه صرفاً به عنوان یک شخصیت تاریخی، بلکه به عنوان یک «مرجع زنده» برای همدلی و گرهگشایی میبینند. اجتماع تهران، ثابت کرد که معنویت در ایران، برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، از جریان زندگی حذف نشده، بلکه در حال پوستاندازی و بازتولید است.
البته این موفقیت، بدون حضور گروههای مردمی و تشکلهای خودجوش ممکن نبود. دولتها میآیند و میروند، اما این جریانهای مردمی هستند که موتور محرک فرهنگ باقی میمانند. اجتماع امروز نشان داد که هرگاه مسئولان فرهنگی، نقش «تسهیلگر» را ایفا کنند و اجازه دهند متن مردم، کارگردانِ صحنه باشد، خروجی کار اثربخشتر و صادقانهتر خواهد بود. این مدلِ همکاری مردم و نهادها، باید الگویی برای سایر فعالیتهای اجتماعی باشد.
در نهایت، اجتماع امام رضاییها در تهران، پیامی به عمق تاریخ داشت: ایران، کشوری است که با باورهای قلبی مردمش زنده است. تهران امروز نشان داد که میتواند در کنار تمام ویژگیهای مدرن خود، جایگاه «حرمخانهی ثانی» را نیز برای ملت حفظ کند. این اجتماع، نقطه امیدی است برای روزهایی که شاید بیش از هر زمان دیگری، به وحدت قلوب و تکیه بر آرمانهای مشترک نیاز داریم. ایرانِ ما، با این نگاه، همچنان در پناهِ نام امام رئوف، استوار باقی خواهد ماند.
مجتبی بیات/