از میراث «منطق و فقاهت» تا افق «جامعه‌پردازی نوین»
تاریخ: ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ ساعت: 22:13:49


http://www.jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/ecb6c576ddd3b2b22f4145d19f597d64.gif

http://www.jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/dc7cf81744edf3f5b63dd67fc77468ea.gif

http://www.jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/3646c55b29baf5104c73afecf04527e8.gif

http://www.jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/31df47a0a36307bb66222066e8d4e005.jpg

http://www.jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/4e1b207f796b4e9e1ea4cad34b324e80.gif

http://www.jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/f465f69da6c92312814cfe6a796f179e.gif

http://www.jamehideal.ir/assets/uploads/Ads/main/ce516690fd1692d32f60002f0db0964d.jpg

logo-samandehi


کد خبر : 113332 || تاریخ : ۱۴۰۵/۰۵/۲۱ ۱۲:۳۱                 فرهنگ و اندیشه

از میراث «منطق و فقاهت» تا افق «جامعه‌پردازی نوین»


واکاوی ظرفیت‌های تمدن‌ساز تشیع در قرن دهم هجری و دلالت‌های آن برای جامعه معاصر


از میراث «منطق و فقاهت» تا افق «جامعه‌پردازی نوین»

یاداشتی از : دکتر سید مهدی حسینی، عضو هیات علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)

گذار از باور فردی به بنای تمدنی
تشیع در جوهره معرفتی خویش، همواره حامل هسته‌ها و بذرهای تمدن‌ساز بوده است؛ با این حال، تبدیل این پتانسیل بالقوه از ساحت یک «اعتقاد فردی، باطنی و قلبی» به یک «نظم کلان اجتماعی و سیاسی»، مستلزم عبور از مرحله نظرگرایی صرف و ورود به عرصه «نهادسازی» و «ساختارپردازی» است. واکاوی تجربه تاریخی قرن دهم هجری (عصر صفوی) در حقیقت مطالعه عینی این گذار تاریخی و چگونگی تبدیل شدن مذهب امامیه به «نرم‌افزار مدیریت جامعه» است.

در این برهه تاریخی، تشیع با خروج از انزوای سیاسیِ پس از عصر غیبت، توانست با همگرایی میان «فقه حکومتی»، «عقلانیت منطقی» و «نهاد کارگزار»، نخستین تجربه منسجم دولت‌سازی شیعی را رقم بزند. بازخوانی نقش نخبگان کلیدی این عصر، به‌ویژه محقق کرکی به عنوان معمار بوروکراسی فقهی و ملاعبدالله یزدی به عنوان مهندس عقلانیت روش‌شناختی، صرفاً کاوشی باستان‌شناختی در متون کهن نیست؛ بلکه کشف یک «الگوی پایه» (Archetype) برای بن‌بست‌زدایی از چالش‌های نهادی، معرفتی و اجتماعی جامعه معاصر ایران و جهان تشیع است.

 

1. واکاوی ارکان تمدنی قرن دهم هجری: همگرایی فقه و عقلانیت

شکل‌گیری مدنیت شیعی در قرن دهم هجری بر دو پایه استوار بود که هر یک ساحت خاصی از حیات اجتماعی را پوشش می‌دادند:

الف) محقق کرکی؛ بازتعریف فقه از ساحت فردی به نهاد حکمرانی
پیش از دوره صفوی، فقه امامیه به دلیل دوری از بسط ید و حاکمیت سیاسی، عمدتاً صبغه‌ای فردی داشت. محقق کرکی با درک اقتضائات عصر جدید، فقه را از ابواب محدود فقه فردی (از طهارت تا دیات) به عرصه «حقوق عمومی»، «مشروعیت سیاسی» و «اداره بوروکراتیک و قضایی» کشاند. اقدام راهبردی او، تبدیل احکام فقهی به آیین‌نامه‌های اجرایی دولت و نهادینه‌سازی مناصبی چون «شیخ‌الاسلامی» بود که توانست شبکه قضایی و اداری متمرکزی را برای اداره کشور ایجاد کند.

ب) ملاعبدالله یزدی؛ مهندسی تفکر و زبان مشترک نخبگان
تأسیس یک دولت-تمدن جدید نیازمند ایجاد یک زبان تفاهم مشترک علمی میان کارگزاران، فقیهان و فلاسفه بود. ملاعبدالله یزدی با نگارش اثر بی‌بدیل خود «الحاشیة علی تهذیب المنطق»، در واقع زیرساخت معرفتی و منطقی این حرکت را فراهم کرد. منطق در مکتب او، نه یک گزاره ذهنی محض، بلکه «ابزار نظام‌سازی و مفاهمه» بود. علاوه بر این، حضور راهبردی ملاعبدالله یزدی در نجف اشرف و عهده‌داری تولیت آستان علوی، الگویی کارآمد از «دیپلماسی دینی» را به نمایش گذاشت؛ الگویی که در آن نهاد مرجعیت توانست در کشاکش رقابت‌های امپراتوری‌های بزرگ (صفوی و عثمانی)، استقلال علمی و صیانت از هویت مذهبی را حفظ کند.

 

2. دلالت‌های راهبردی برای جامعه معاصر

ترجمه این نرم‌افزار تمدنی برای پاسخگویی به چالش‌های امروز ایران و جهان اسلام، در چهار حوزه کلیدی قابل صورت‌بندی است:

سه‌گانه تمدن‌ساز تشیع در جامعه معاصر:

زیرساخت عقلانی (اخلاق استدلال/منطق)

بوروکراسی حقوقی (فقه نظامات و عدالت)

اقتدار شبکه‌ای (دیپلماسی علمی فرامرزی)

اول: احیای «عقلانیت منطقی» به عنوان زیرساخت گفتگو و انسجام اجتماعی

جامعه معاصر بیش از هر زمان دیگری از فقدان تفکر روش‌مند، غلبه هیجان بر استدلال و قطبی‌شدگی در فضای عمومی رنج می‌برد.
راهبرد: منطق به عنوان میراث بهابادی باید از قفسه‌های کتابخانه‌های حوزوی خارج شده و به برنامه‌های آموزشی مدارس و دانشگاه‌ها تزریق شود. آموزش «تفکر نقادانه» و «سنجش‌گری مرزهای مغالطه» می‌تواند بنیان‌های گفتگو را در جامعه مدنی تقویت کند.

دوم: گذار از فقه فردی به «فقه نظامات»
امروز برای اداره نظام‌های نوین (نظیر اقتصاد بانکی، حقوق بین‌الملل، زیست‌فناوری، فضای مجازی و محیط زیست)، فقه سنتی بدون رویکرد سیستمی کارآمد نخواهد بود.
راهبرد: برون‌داد حوزه‌های علمیه از پاسخ‌گویی به احکام فردی محض به سمت «طراحی نظامات نهادی» تغییر یابد. فقه باید بتواند فرمول‌های توزیع عادلانه ثروت، کاهش فقر ساختاری و حفظ کرامت شهروندی را در قالب قوانین مدرن تدوین کند.

سوم: بازتعریف استقلال نهاد علم و الگوی دیپلماسی نخبگانی
در الگوی ملاعبدالله یزدی، نهاد علم (حوزه علمیه نجف) نه در قدرت هضم شد و نه با آن به تقابل بی‌حاصل پرداخت؛ بلکه به عنوان کانون «عقلانیت راهبردی» ایفای نقش کرد.

 


راهبرد: حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های کشور باید استقلال علمی و مرجعیت نخبگانی خود را حفظ کنند تا بتوانند نقش «دیده‌بان اخلاقی» و «اتاق فکر راهبردی» قدرت حاکم را بازی کنند.

چهارم: مدل تربیتی «انسان چندساحتی» و نفی تک‌ساحتی‌گری

راهبرد: مدل «انسان‌پردازی» شیعی تلفیقی از عقلِ استدلالی، فقهِ متعهد به مسئولیت‌های اجتماعی و شهودِ باطنی است. نظام آموزشی کشور باید بر تربیت انسانی متمرکز شود که عاقل، عادل و کنشگر در ساحت اجتماع باشد.

3. تبیین تفصیلی نتیجه‌گیری و افق‌های آینده
برآیند بازخوانی پرونده تمدنی قرن دهم هجری نشان می‌دهد که تشیع از یک «قابلیت تمدنی نظام‌مند» و پویا برخوردار است. افق تمدن نوین اسلامی در دنیای معاصر زمانی گشوده می‌شود که ما از مرحله تقلید و تکرار تاریخی عبور کرده و به «منطق تولید تمدن» دست یابیم. تمدن شیعی در قرن پانزدهم هجری متوقف بر پیوند اندام‌وار میان دو بال کلان است:

انسان‌پردازی: پرورش فرد عاقل، عادل و فکور که دینداری را از دریچه استدلال و آگاهی انتخاب می‌کند.

جامعه‌پردازی: پیاده‌سازی نهادهایی کارآمد که پاسخگوی نیازهای زیست پایدار، عدالت توزیعی و همزیستی مسالمت‌آمیز باشند.
بدون تحقق این دو رکن، هرگونه شعار تمدنی به پوسته‌ای بی‌محتوا تبدیل خواهد شد. ماندگاری و پویایی یک مکتب، در قدرت تفکر منطقی کارشناسان آن و کارآمدی ساختارهای حقوقی و اخلاقی آن در پاسخ به دردهای زمانه نهفته است. این مسیر عقلانی، یگانه راه برون‌رفت از انسدادها و ترسیم‌کننده افق تمدنی پیش روی ایران معاصر است.



کلمات کلیدی


captcha