«تاسوعا نماد صبر و انتظار، و عاشورا تجلیگاه شجاعت و آزادیخواهی است. دو روزی که تاریخ را دگرگون کردند و الگویی جاودانه برای نسلهای آینده ساختند. پیام این دو روز چه بود و چرا امروز بیش از هر زمان دیگری به درسهای آن نیاز داریم؟»
مجتبی بیات/تقویم اسلامی، گاه با رویدادهایی آمیخته میشود که فراتر از تاریخ، به «هویت» تبدیل میشوند. دو روز، نه به عنوان گذر زمان، بلکه به عنوان ایستگاههای معنوی، در حافظه جمعی شیعیان حک شدهاند: تاسوعا و عاشورا.
تاسوعا: سمفونی سکوت و انتظار
تاسوعا، نهمین روز از محرم، روزِ سکوت نیست؛ روزِ «انتظار» است. روزی که در آن، حسین بن علی (ع) و یارانش، در حالی که آب در گلوی آنها خشکیده و خیمهها محاصره شده بود، منتظر بودند تا ببینند آیا خداوند نصرتش میکند یا خیر. تاسوعا، روزِ اوجِ آزمایشِ ایمان است. روزی که یاران امام حسین (ع)، با وجود تمام سختیها، پشت به کربلا نکردند.
در تاسوعا، ما با «ایستادگیِ خاموش» روبرو هستیم. استادی که میداند پایان کار، شهادت است، اما میگوید: «مرتی علیالحرّ» (من مرگ بر آزادی را ترجیح میدهم). این روز، تمرینِ وفاداری است. تمرینی که به ما میآموزد حتی وقتی همه چیز علیه ماست، باید ایستاد.
عاشورا: تجلیِ عشق و آزادی
و سپس میرسیم به عاشورا. روزی که در آن، تاریخ با خون گره خورد و حقیقت با شمشیر، اما نه برای قتل، بلکه برای بقا، زنده شد. عاشورا، روزِ ظهورِ حقیقت است. روزی که امام حسین (ع) با یک فریاد، هزاران سال سکوت را شکست. او با رفتنش، ماند و با شهادتش، زندگی بخشید.
عاشورا، فقط یک روز تاریخی نیست؛ یک «مانیفست» زنده است. پیام عاشورا این است که «ظلم، هرچند که بلند آوازه باشد، در برابر حق، کوتاه خواهد بود».
پیام برای امروز
امروز، کربلا دیگر فقط یک مکان جغرافیایی نیست. کربلا، یک «انتخاب» است. هر بار که انسان در برابر ظلم سکوت نمیکند، هر بار که حقطلبی را بر منافع شخصی ترجیح میدهد، تاسوعا و عاشورا را زنده نگه داشته است.
تاسوعا به ما «صبر» میآموزد و عاشورا به ما «شجاعت». ترکیب این دو، یعنی مقاومت. و این، پیامی است که هر نسل، نیازمند بازخوانی آن است.