بیمه ملت؛ مدیریت از پشت میز تا میدان عمل
بازدیدهای میدانی مدیرعامل بیمه ملت از شعب را می توان نشانه ای از رویکردی تازه در مدیریت این شرکت دانست.
بازدیدهای میدانی مدیرعامل بیمه ملت از شعب را می توان نشانه ای از رویکردی تازه در مدیریت این شرکت دانست.
به گزارش جامعه ایده آل؛ این بازدیدها رویکردی است که با تکیه بر حضور در میدان، کاهش فاصله میان مرکز تصمیم گیری و واقعیت های عملیاتی، به دنبال ارتقای کیفیت تصمیم سازی و تقویت مزیت رقابتی در صنعت بیمه است. در حالی که این روزها بازدیدهای حضوری تبدیل به برنامه ثابت شرکت های بیمه شده ، بیمه ملت در نظر دارد فصل جدیدی از نظام سیگنالینگ در مدیریت میدان را به اجرا گذارد. در سال های اخیر شرکت های بیمه بازدیدهای میدانی را به عنوان یک برنامه اصلی و جدی دنبال می کنند چراکه با وجود دادههای بهشدت استاندارد، قابل دسترس و همگرا، دیگر برتری اطلاعاتی وجود ندارد و مزیت رقابتی به نقطه «تفاوت در اجرا» و «انسجام فعالیتها» منتقل شده و درست به همین دلیل، مدیران عامل شرکت ها برای کاهش فاصله میان مرکز تصمیمگیری و میدان اجرا به عنوان متغیر اصلی رقابت به سرتاسر کشور سفر می کنند . بنابر آمارهای بیمه مرکزی شرکت های بیمه در یک ماهه ابتدای امسال حتی با وجود شرایط ویژه و حساس اقتصاد بالغ بر ۵۷ همت حق بیمه تولید کرده اند، هرچند که این رقم در اردیبهشت امسال با جهش قابل توجهی رو به روست اما همین بازار بزرگ نشان می دهد که مدیران برای حمایت از تیم خود از پشت میزها برخواسته اند و با بازدیدهای میدانی تلاش دارند که با رصد داده ها به مفهومی جدید به نام «تولید حس سازمانی» بپردازند. در ادبیات استراتژی امروز، یکی از مفروضات بنیادین این رویکرد است که مزیت رقابتی پایدار بهتدریج جای خود را به مزیتهای «موقتی اما قابل بازتولید» میدهد. این نگاه، بر یک واقعیت ساده اما تعیینکننده استوار شده که سازمانهایی موفقاند که سریعتر از رقبا یاد میگیرند، نه الزاماً آنهایی که یک مزیت ثابت برای همیشه دارند. در همین چارچوب، رویکرد اخیر مدیرعامل بیمه ملت در قالب بازدیدهای میدانی از شعب، باید نه بهعنوان یک اقدام اجرایی یا نمادین، بلکه بهعنوان یک «مکانیزم یادگیری استراتژیک» تحلیل شود. در سازمانهای خدمات مالی، بهویژه بیمه، فاصله میان «مرکز تصمیمگیری» و «میدان اجرا» معمولاً بهصورت تدریجی اما پیوسته افزایش پیدا میکند. این فاصله صرفاً فیزیکی نیست؛ بلکه شناختی است. دادهها به مرکز منتقل میشوند، اما تجربه واقعی مشتری، اصطکاکهای عملیاتی و کیفیت اجرای تصمیمها در لایههای پایینتر سازمان باقی میماند. در چنین شرایطی است که سازمان ها دچار یک توهم خطرناک میشوند، همین تصور که چون داده در اختیار دارند، پس واقعیت را میفهمند، اما در عمل، دادهها اغلب «بازنمایی فشردهشده و پالایششده» از واقعیت هستند، نه خود واقعیت. شاید به همین دلیل است که فرهادی پور تصمیم گرفته برای شکستن این توهم، تأخیر شناختی را کاهش دهد چرا که در محیطهای پیچیده، دادهها با تأخیر به مرکز میرسند و حتی زمانی که میرسند، از زمینه خود جدا شدهاند. بنابراین حضور مستقیم در شعب، امکان مشاهده «سیگنالهای ضعیف» را هم فراهم میکند؛ همان نشانههایی که معمولاً پیش از تبدیل شدن به مسئله، در رفتار کارکنان یا تجربه مشتری قابل مشاهده هستند. به گزارش رازپول، در چارچوب استراتژی نوین، علاوه بر رویکردهای نظارتی، این نوع اقدام او به نوعی«سرمایهگذاری در ظرفیت یادگیری سازمانی» هم به شمار می رود چراکه سازمانهایی که توانایی مشاهده مستقیم واقعیت را حفظ میکنند، در مقایسه با سازمانهایی که صرفاً به داشبوردهای کمی متکی هستند، در موقعیت بهتری برای تشخیص تغییرات محیطی قرار دارند. روابط عمومی این شرکت در یکی از گزارشات خود از همین بازدید ها آورده است که این رویداد با هدف بررسی ظرفیتهای موجود برای توسعه کسبوکار، ارزیابی عملکرد شعبه، شناسایی چالشهای اجرایی و بررسی راهکارهای ارتقای کیفیت خدمات به مشتریان انجام شد. در منطق جدید مدیریت، آنچه اهمیت پیدا کرده نه صرفاً تصمیمگیری بهتر، بلکه «کیفیت معماری تصمیم» است، موضوعی که از روی داده های این شرکت در ساختمان مرکزی بیمه ملت در میدان ونک به تنهایی قابل رصد نیست، بنابراین تیم مدیریت در قالب یک مزیت رقابتی ویژه دریافته است، برای اینکه اطلاعات را به تجربه، تجربه را به فهم مشترک و فهم مشترک را به اقدام تبدیل کند، نیازمند مشاهده از نزدیک است و در همین چارچوب است که بازدیدهای میدانی را بخشی از زنجیره تولید معنا تفسیر می کند، نه یک فعالیت حاشیهای. بررسی رفتار مدیریتی فرهادی پور به درستی بیانگر این واقعیت است که او می داند که باید ریسک این بازدیدها را نیز مدیریت کند چرا که بازدیدهای میدانی اگر صرفاً به تجربههای پراکنده و غیرقابل تجمیع تبدیل شوند، ممکن است به تصمیمگیریهای واکنشی منجر شود. ارزش استراتژیک این رویکرد زمانی شتاب خواهد گرفت که مشاهدات میدانی به الگوهای قابل یادگیری تبدیل شوند و در طراحی مجدد فرآیندها و ساختارها مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین در محیطی که مزیتهای رقابتی دائماً در حال فرسایش هستند، توانایی سازمان برای نزدیک نگهداشتن خود به واقعیت عملیاتی، یک مزیت کلیدی محسوب میشود پس بازدیدهای مدیرعامل بیمه ملت را میتوان نشانهای از حرکت در همین مسیر دانست، حرکتی از مدیریت مبتنی بر «فاصله»، به سمت مدیریت مبتنی بر حضور، یادگیری و بازتفسیر مداوم واقعیت.