سرلشکر رضایی در برنامه گفتگوی ویژه:
حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت باید تثبیت شود
فرمانده کل سپاه در دفاع مقدس ۸ ساله با بیان اینکه در جنگ تحمیلی سوم، منزلت و جایگاه بینالمللی ایران ارتقا یافت، گفت: حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت باید تثبیت شود.
سرلشکر رضایی در برنامه گفتگوی ویژه:
فرمانده کل سپاه در دفاع مقدس ۸ ساله با بیان اینکه در جنگ تحمیلی سوم، منزلت و جایگاه بینالمللی ایران ارتقا یافت، گفت: حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت باید تثبیت شود.
به گزارش جامعه ایده آل؛ سرلشکر محسن رضایی در برنامه گفتگوی ویژه خبری افزود: جبهه مقاومت از همه کشورهای منطقه دفاع میکند علی الخصوص کشورهای همسایه فلسطین و اگر جبهه مقاومت نبود این کشورها به اشغال رژیم صهیونی در میآمدند. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: مقدمه مجری: در ارتباط با اتفاقات روز کشور ، امضای یادداشت تفاهم بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا و ورود به روند مذاکرات ۶۰ روزه و از همه مهم تر پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت امضای یادداشت تفاهم که خطاب به ملت غیور ایران صادر فرمودند در این نوبت از گفتگو هم به تحلیل پیام رهبر معظم انقلاب می پردازیم هم به تحلیل شرایط کشور و پیش بینی آنچه در انتظار است. سوال: اگر موافق هستید با پیام رهبر معظم انقلاب مبنی بر تجویز امضای یادداشت تفاهم آغاز کنیم که از منظر جنابعالی این پیام حاوی چه نکات مهمی است؟ سوال: یک نکته مهم که ایشان در پیام هم اشاره میکنند که علی الاصول یعنی بر مبنای اصولی که وجود دارد نظر دیگری داشتند و مطرح میکنند. این سوال ممکن است برای خیلیها پیش بیاید که اگر ایشان نظر دیگری داشتند، اساسا چرا موافقت کردند که اتفاق بیفتد؟ به واسطه نگرانیهایی که وجود دارد چرا موافقت کردند که اصلا این یادداشت تفاهم امضا شود؟ و اگر مخالفت میکردند و مانع میشدند که اصلا امضا نشود چه اتفاقی میافتاد؟ سرلشکر محسن رضایی: وقتی ایشان میفرمایند علی الاصول نظر دیگری داشتند یعنی این که آن نظر آقا، به موفقیت بیشتر میرسید. یعنی در ذهن ایشان راهی بوده، روشی بوده که ما به حقوق ملت ایران، آن روش موفقتر از این مسیری است که شورای امنیت دنبال کرده. علتش این است که آقایان گفتند ما همان اهدافی که شما در ذهنتان است، اگر از این طریقی که پیش گرفتیم برویم حتما به همان اهدافی که شما میخواستید از یک راه برسید ما از همان راه به اهداف میرسیم و برای شما هم اهداف مهم است. آقا گفته خیلی خب، پس شما تعهد دهید و مسئولیت قبول کنید. مهم اهداف است شما باید به اهداف برسید. تجربه خود آقا کنار امام نشان میدهد که ایشان نظرشان این بوده که اگر آن راهی که در ذهن خود آقا بوده آن دنبال میشد، البته از ابتدای مذاکرات، یعنی از اسلام آباد. سوال: شما پیش بینی دارید که آن مسیر چه بوده؟ سرلشکر محسن رضایی: من که ذهن خوانی نمیتوانم بکنم. مطمئن بودم که آن صد در صد موفق میشد. یک روز در مصاحبه شما گفتم که مخالف آتش بس بودم. ببینید دشمن طبیعتش خیانت به دیپلماسی است. ما با فردی مذاکره میکنیم که باید او را بشناسیم، مثل ترامپ، اوباما، بایدن و کس دیگری نیست. وقتی مذاکره کننده با طرفی مذاکره میکند، باید بداند موقعیت و روش او چیست؟ ما با چنین آدمی مذاکره میکنیم که همیشه به دیپلماسی خیانت کرده است. اینها آمدند از ما دو ماه وقت گرفتند؛ آتشبس را طول دادند، الان دوباره میخواهند دو ماه از ما وقت بگیرند تا به توافق نهایی برسیم؛ این میشود چهار ماه. در چهار ماه چه کار میخواهند کنند؟ انتخابات را برگزار کنند، مسابقات فوتبال تمام شود، آیا نباید شک کنیم که این احتمالاً به توافق نهایی ممکن است نرسد و اینها دنبال تنفس گرفتن از ما هستند؟ سؤال: شما معتقد به مذاکره زیر آتش هستید؟ سرلشکر محسن رضایی: بله. معتقد بودم که مذاکره باشد ولی برای چه آتشبس میدهیم؟ چون آتشبس به آنها اجازه میداد نیروهایشان را اضافه کنند. محاصره دریایی را انجام دادند، بعد گفتند بیایید مذاکره کنیم، حالا که میخواهیم مذاکره کنیم، میشود ۶۰ روز، البته ما هم از این فرصتها استفاده میکنیم، ولی او از روی استیصال که اشارهای میکنم که چرا ترامپ دچار استیصال بود و هنوز هم هست؟ بنابراین روشی را که در ذهن آقا بوده من نمیدانم، اطلاع دقیقی ندارم، ولی با شناختی که از ایشان دارم، مطمئنم که ایشان تمام این ملاحظات را در روش خود دیده بود که اینها خیانت و زیادهخواهی میکنند. لبخندی میزنند، ما ایرانیها هم آدمهای رئوفی هستیم، خیلی زود ممکن است تحت تأثیر قرار بگیریم و آن روش امکان موفقیتی که در ذهن آقا بود، امکان موفقیت بیشتری بوده تا این روش، با این حال آقایان تعهد دادند، گفتند ما به همان اهدافی که شما میگویید میرسیم، شما اجازه دهید شروع کنیم. ایشان هم اجازه داده که کار شروع شود، بنابراین وقتی ایشان و ملت ایران منتظرند، باید ببینیم چه میشود. سؤال: در واقع ایشان به قواعد مردمسالاری که رئیس جمهور به عنوان منتخب ملت روش دیگری را پیشنهاد میدهد، احترام گذاشتند و این اجازه را دادند. این تعریف و نگاه هم به این ماجرا میشود داشت؟ سرلشکر محسن رضایی: میشود داشت، ولی در جمهوری اسلامی بحث فراتر از اینهاست. یعنی رهبری جایگاهی دارد چه در قانون اساسی، چه در تجاربی که تا حالا بوده که اگر بعضی مراقبتها را انجام ندهد و بعضی دخالتها را از همان موضع ولایت فقیه اعمال نکند، ممکن است حتی آسیبی به خود دولت و به همین افرادی که با رأی مردم آمدند، وارد شود؛ بنابراین بله این جنبه هم هست، اما مسئله فراتر از اینهاست. در مورد استیصال؛ این جنگ فریبی بود که نتانیاهو و صهیونیستها بر سر ترامپ آوردند که کار ایران تمام شده است. سیدحسن را که ندارد در لبنان، بشار اسد و قاسم سلیمانی هم که نیست، با یک بمباران کارش تمام میشود. ترامپ را با خودشان همراه کردند، بعد ترامپ و نتانیاهو آمدند سر کشورهای منطقه کلاه گذاشتند که ما ایران را تمام میکنیم، شما اجازه دهید از پایگاهها استفاده میکنیم، هر جا هم توانستیم به ما کمک کنید. از طرف دیگر سر اروپاییها هم کلاه گذاشتند، ولی اینها متوجه نبودند که «و مکروا مکرالله؛ والله خیر الماکرین» اینها اصلاً فکر نمیکردند وارد باتلاق شوند. اینها همان روز پانزدهم جنگ چهل روزه فهمیدند که اوضاع از دستشان رفته، منتها ترامپ میخواست از روز شانزدهم به بعد به طریقی خود را بیرون بکشد. از یک طرف تنگه هرمز دست ما بود، از طرف دیگر صهیونیستها هم نمیگذاشتند، همچنان که در سه تا چهار روز ببینید چه جار و جنجالی اتفاق افتاده است؛ بنابراین اینها ناچار شدند تا روز چهلم ادامه دهند، بلکه یک پیروزی به دست بیاورند. مثلاً بیایند همین مواد غنی شده را ببرند یا کاری کنند. نشد. اینها ترفند دوم را در اسلامآباد زدند که بیایند محاصره دریایی را در پوشش آتشبس انجام دهند که به صورت برابر با ما مذاکره کنند و به این طریق، فرار آبرومندانه انجام دهند. یعنی واقعاً استیصال بود. حالا چرا استیصال بوده؟ اولاً بحران اقتصادی که در کل جهان است، تنگه هرمز که پیش آمد بیسابقه بوده. یعنی این بحران هیچگاه به جز جنگهای جهانی اول و دوم، در کل اقتصاد جهان پیدا نشده بود. از طرف دیگر بحران تورم و گرانیها در آمریکا مردم آن را به شدت علیه ترامپ کرده بود، محبوبیتش پایین آمده بود، در آستانه انتخابات بود. آن اولی؛ دنیا را علیه ترامپ شوراند، این دومی؛ مردم آمریکا را علیه ترامپ شوراند. اولی؛ اروپاییها هم داد و بیداد میکردند که شما اقتصاد ما را از بین بردید، برزیلیها گفتند که الان کود کشاورزی چند برابر گران شده، غذا چطور شده، سر و صدای دنیا و سر و صدای ملت آمریکا، اینها را تحت فشار قرار داد. موضوع سوم؛ خستگی سربازان و افسران آمریکا در ناوها. اینها اصلاً برای چنین جنگی نیامده بودند، به جنگ یک هفته تا ۱۰ روز آمده بودند. موضوع بعد؛ هیچ راه حل نظامی ترامپ دیگر نداشت. دو سه بار آمد تنگه هرمز را تست کند، آمد شناسایی با رزم انجام دهد. از نظر ما آن دو سه ناوی که آمد و رفت؛ اسم اینها را ما میگذاریم شناسایی با رزم. این شناسایی با رزم را شبانه انجام دادند. در برگشت، دو ناو خورد و فهمیدند نمیشود تنگه هرمز را باز کرد؛ بنابراین از نظر نظامی هم به بنبست رسیده بودند. از طرف دیگر کنگره هم تصویب کرده بود که نظامیها را از درگیری خارج کنید. از نظر حقوقی هم که پشتیبانی نداشت. متحدین خودش هم با او همکاری نکردند که به کمکش بیایند. نگرانیهای شدیدی هم که در کشورهای منطقه مثل قطر و عربستان به وجود آمده بود و پاکستان و ترکیه، کم کم فشارهای بینالمللی مثل کشورهایی که اصلاً فکر نمیکردند؛ اسپانیا، هلند، بعضاً ایتالیاییها؛ بنابراین وقتی ترامپ را مقایسه کنیم که چرا دنبال مذاکره بود و هست، یک فشار انباشته شده بینالمللی و داخلی پشت سر او بود و در استیصال بود. فردی با این استیصال آمده مذاکرات اسلامآباد را شروع کرده، بنابراین این میخواهد فرار آبرومندانه کند. توصیه میکنم برادران عزیز ما در مذاکرات حواسشان باشد، این دنبال دادن حداقل امتیازات و گرفتن حداکثر امتیازاتی است که به عنوان پیروز است که روز شصتم خود را خارج کند. به همین علت، چون ما مقاومت خواهیم کرد، پیشبینی من این است که احتمالاً در روزهای آخر با یک زوری مواجه شویم. سؤال: درگیری اتفاق میافتد؟ سرلشکر محسن رضایی: احتمالاً یک اتفاقی بیفتد، حالا این اتفاق که بعید است از سوی آمریکاییها باشد، چون خیلی اوضاع آنها خراب است، مگر تاکتیک خاصی داشته باشند، ولی میتواند از سوی اسرائیل باشد. یعنی همین درگیریهایی که الان بین اسرائیل و لبنان شروع شده، ممکن است کش پیدا کند و آخر سر بخواهند از اسرائیل برای فشار نهایی به ما استفاده کنند که با کمک آن زور بتوانند مقاومت ما را بشکنند و زیادهخواهی خودشان را ادامه دهند؛ بنابراین اگر بخواهیم تصویری داشته باشیم؛ از سال گذشته سه پرونده جلوی ما باز شد؛ یکی جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران. چه در جنگ ۱۲ روزه، چه ۴۰ روزه ادامه پیدا کرد، هنوز هم توپخانه اسرائیل در لبنان عمل میکند و نیروهای آمریکا هم هنوز در منطقه وجود دارند. این جنگ است؛ پس یک پرونده جنگ تحمیلی بود. پرونده دوم دفاع مقدسی بود که ملت ایران شروع کرد. ایستادگی ملت ایران، حضور مردم در صحنه، قدرت نیروهای مسلح ما و مسئله سوم هم دیپلماسی است که در سال گذشته شکل گرفت. الان سه مذاکره، دو جنگ و دو دفاع جانانه داشتیم. با این سه پرونده کجا هستیم؟ آیا این جنگ تحمیلی تمام شده؟ میتوانیم بگوییم کاملاً تمام شده؟ نه. این روشن نیست. آیا دفاع مقدس میتوانیم بگوییم تمام شده؟ چطور میتوانیم ما به این دشمنانی که این طور هستند اعتماد کنیم؟ البته نکته مهم این است که آمریکا به شدت ضعیف شده و دیگر آن روحیه و تمایل این که جنگی را شروع کند، ندارد. اسرائیل هم ضعیف شده، ولی همچنان اسرائیل دنبال ادامه درگیری است؛ بنابراین باید تصویری از افق آینده داشته باشیم که جنگ و دفاع هنوز تمام نشده، به همین علت است که ما از مردم عزیزمان تقاضا میکنیم حضورشان در صحنه باشد. الحمدلله نیروهای مسلح به شدت دنبال تقویت خودشان هستند و کاملاً همه چیز را زیر رصد دارند و مذاکره هم همینطور. مذاکره هم نباید خوشبینیهایی الان وارد جامعه شود که اداره کشور شرطی شود. تا ۶۰ روز مرتب خوشبینیهایی در جامعه بیاید و بعد نشود، باز کشور شرطی میشود. اداره کشور نباید شرطی شود؛ بنابراین در عین حال که معتقدیم دشمن به شدت ضعیف شده، همین دو سه روز اخیر صحبتهای ترامپ را دیدید؛ چه عقبنشینیها و اعترافاتی کرده. ونس معاون او چطور پرخاش کرده به آن و وزیر افراطی، اینها همه مال ایستادگی ماست. اواخر جنگ هشت ساله ما بین صدام و آمریکا اختلاف افتاد. قطعنامه ۵۹۸ که صادر شد، صدام دید هیچ چیز دندانگیری به او داده نشده، بالعکس حرفهایی میزند که به نفع ایران است. او تصمیم گرفت به کویت حمله کند و مخالفت خود را با آمریکاییها انجام دهد. چرا اگر ما تسلیم شده بودیم، بین صدام و آمریکا که صدام نوچه آمریکا بود، اختلاف نمیشد. این که بین اسرائیل و آمریکا اختلاف افتاده، این هم ناپایدار است. یعنی در آینده ممکن است برطرف شود، ولی جدی هم هست. چرا؟ چون ما ایستادگی کردیم. ایستادگی و اقتدار ما باعث شکاف و درگیری بین اروپا و آمریکا شد؛ بنابراین باید ایستادگی و اقتدارمان را ادامه دهیم؛ چه در دفاع مقدس و چه در مذاکرات و این که آقا فرمودند حواستان به این زیادهخواهیها باشد، تحت تأثیر حرفها قرار نگیرید، اینها همه ناشی از این دید واقعبینانه ایشان از افق آیندهای است که انشاءالله کشور به سمت پیروزیهای بزرگتر پیش برود. سؤال: اشاره کردید به برخی الزاماتی که باید رعایت شود، شروطی که رهبر معظم انقلاب اشاره میکنند در پیام؛ آیا صرفاً همین بحث رعایت منافع ملی و به صورت کلی است یا شروط جزئیتری هم هست که مورد اشاره ایشان در این پیام است؟ و دوم این که بخشی از الزاماتی که تیم مذاکره برای تحقق این شروط باید رعایت کند، اشاره کردید، از نظر شما الزامات کاملتر و دقیقتر برای رعایت این شروط چیست؟ سرلشکر محسن رضایی: به نظر من، دو مسئله است؛ یکی شروط چیست و یکی مراقبتها؛ این مراقبتها خیلی مهم است. اولین مراقبتها این است که به هیچ وجه نباید خوشبینانه برخورد کنیم. البته معنای نظر من این نیست که اگر توانستیم چیزی را از دشمن بکنیم؛ از آن بهرهبرداری نکنیم. منظور این است که هر نوع خوشبینی ممکن است باعث وارد کردن ترفندهای دشمن شود که بعد بگویی عجب ما باید دقت بیشتری میکردیم. نکته دوم این است که متنی که نوشته میشود، باید از نظر فنی و حقوقی کاملاً دقیق و متناسب با خواستههای ما باشد. مثلاً رفع تحریمها باید خیلی دقیق؛ کلمات تنظیم شود، رفع محاصره باید دقیق باشد. مثلاً ما در این ۱۴ بند خواستیم نیروهای آمریکا ۳۰ روز بعد از توافق نهایی از پیرامون ایران بیرون بروند. آنها ممکن است بگویند پیرامون شما این ۱۲ مایل ساحلی آبهای شماست؛ معنی ندارد برای ما. ناوهای آنها دوباره بروند در پایگاهها؛ بنابراین مراقبتهایی که باید صورت بگیرد، کلماتی که باید نوشته شود و مراقبت از ترفندها و انواع آن. موضوع دیگر؛ شروط است، ما شروطی اینجا گذاشتیم، این شروط باید بر اساس تفسیر خود ما؛ یعنی قرار هم بود که دوستان ما در شورای امنیت ملی، تفسیرشان را از این ۱۴ بند بگویند که ما منظورمان از بند یک این است. ما این را میخواهیم، آمریکاییها ممکن است نه ما منظورمان از بند یک این نیست که شما میگویید. مثلا ما او را میخواهیم. پس اولین شرط این است که ما حقوق ملت ایران را و حقوق جبهه مقاومت را اینها را به دقت الان توضیح بدهیم، به مردم مان بگوییم، به طرف مقابل بگوییم و در مذاکرات هم سعی کنیم قدم به قدم اینها را جلو ببریم. یک موضوع اصلی هم خود حقوق ملت ایران است، یعنی واقعا به ما خساراتی وارد شده. یکسری خساراتی که فعلا جبران نمیشود مثلا شهادت رهبر عزیزمان چطور میشود این را جبران کرد؟ یا شهادت فرماندهان را چطور میشود جبران کرد؟ اینها مسائلی است که انشاالله به لطف پروردگار متعال در آینده پیگیری میشود ادامه پیدا میکند. اما خسارات مادی که روی زمین است، اینها را باید اینها به ما بدهند. اینها جزءشروطی باشد که ما ببینیم کف زمین ببینیم قابل تحقق ببینیم، شرط بعد هم زیاده خواهی است. به هیچ وجه ما نباید تابع زیاده خواهی باشیم، شرط دیگر هم به نظر من این است که مذاکرات نباید خیلی طولانی شود. سوال: یعنی تمدید نشود. سرلشکر محسن رضایی: به ذهنم میآید که اینها یا آخر به نتیجه میرسند یک زوری بزنند اگر عجله داشته باشند برای انتخابات آبانماه، یا این کار را میکنند یا شروع میکنند میگویند ۶۰ روز دیگر هم با ما وقت بده. ۶۰ روز، ۶۰ رو، ۶۰ روز بعد بشود یک سال، بشود دو سال. اینها آتش بس ۱۴ روزه را دو ماه کردند، حالا یک مذاکرات ۶۰ روزه را هم ... سوال: یعنی اگر طولانی بشود تبعات آن برای ما چیست؟ سرلشکر محسن رضایی: تبعاتش این است که همه اش میشود قول و حرف و هر چه هم میگویند پیاده نمیشود کشور در بلاتکلیفی میماند. سوال: برخی میگویند ما از همین فضا داریم استفاده میکنیم صادرات نفتمان، مشتقاتمان، پتروشیمی مان دارد اتفاق میافتد. به پولهای مسدود شده مان دست پیدا کردیم، این منافع را برای کشور دارد طولانی هم بشود این منافع طولانیتر خواهد شد. سرلشکر محسن رضایی: نه. ممکن است بعد از ۶۰ روز یک ماه تمدید کنند و بعد از یک ماه بگویند ما اصلا به نتیجه نرسیدیم انتخابات آبان ماه را انجام دهند. مثلا در مهرماه بگویند که نشده، برگردیم همان اول از صفر، محاصره دریایی شروع شود، همه اوضاع دوباره بهم بریزد. دلیلی ندارد نشود؛ بنابراین اینها جزو مراقبتها است به نظر من، ما هر چه زودتر باید بتوانیم منافعمان را از اینها بگیریم وگرنه اگر کشور بخواهد در بلاتکلیفی اداره شود این برای ما خساراتی دارد به همین علت است میگویم که یا در روزهای آخر این ۶۰ روز ممکن است حوادثی به وجود بیاید یا اینها بروند دنبال تمدید کردن و معطل کردن؛ و بروند دنبال این ها. البته معتقد نیستم حالا اگر مثلا ۵ روز یا ۱۰ روز خواست تمدید شود ولی میگویم که مراقب باشیم اینها یک ماه، دو ماه، سه ماه طولانی نکنند. بالاخره ما یک زمان حداکثری برای خودمان قائل باشیم ماجرا را تمام کنیم، اجازه ندهیم از این جا برود بیرون. دلم میخواهد ارزیابی داشته باشم از پیروزیهایی که به دست آوردیم و انتظاراتی که از پیروزیهایی که در مذاکره است. دو نوع پیروزی دنبالش هستیم، چه پیروزیهایی تا حالا بدست آوردیم؟ دوم این که در مذاکرات چه پیروزیهایی میخواهیم اضافه کنیم برای این جا و نکنه یک وقتها مذاکرات باعث شود پیروزیهایی که تا حالا بدست آوردیم تضعیف شود، تثبیت نشود. این لازمه اش این است که ما اول نگاه کنیم ببینیم دشمن چه پیروزیهایی بدست آورد ما چه پیروزیهایی بدست آوردیم. از تیم مذاکره کننده میخواهیم بروند پیروزیهایی را که تا حالا به دست آوردیم بیشتر کنند حالا اگر نتوانستند تثبیت کنند، نکند در مذاکرات پیروزیهایی که تا حالا به دست آمده تضعیف شود؛ بنابراین روایت جنگ ما روایت پیروزی است، روایت شکست نیست، ایران با پیروزی تا حالا جلو آمده. در این نقطهای که ما هستیم اولا دشمن به هیچکدام از اهداف و خواسته هایش نرسید که زیاد بحث شده. مثلا سقوط نظام را نتوانستند، تجزیه و اشغال ایران را نتوانستند، تسلط بر چاههای نفت و گاز را نتوانستند، از بین بردن قدرت موشکی ایران را نتوانستند، سایتهای هستهای ما را زدند ولی فناوری هستهای را نتوانستند بزنند میخواستند از جغرافیای ایران استفاده کنند نتوانستند پس به اهداف نرسیدند ولی توانستند خسارات مادی وارد کنند. باید قبول کنیم آنها به ما خسارات مادی وارد کردند البته خسارات معنوی هم به ما وارد کردند. مثل شهادت رهبر فرزانه ما و فرماندهان عزیز ما و آمریکا به عنوان مجرم شکست خورده و مستاصل از این جنگ بیرون آمده. پس این تابلوی پیروزیهای آمریکا است. یک مجرم شکست خورده و مستاصل. ما پیروزی هایمان چه بوده؟ اولا ما به همه اهداف رسیدیم. اولین هدف ما این بود که جنگ را منطقهای کنیم، توانستیم. رهبر عزیز شهید بزرگوار ما فرمودند جنگ درست کنید ماهدفمان را میبریم بالا، جنگ را منطقهای میکنیم. ما جنگ را منطقهای کردیم. این یک هدف بود به آن رسیدیم. دوم این که ایشان فرمودند اگر خطا کنید بعثتی در ملت ایران درست میشود. این بعثت هم الان زنده است، این هدف دوم که ما رسیدیم. سوم این بود که ثابت کنیم به کشورهای منطقه که شما دنبال اسرائیل و آمریکا نروید اینها نمیتوانند امنیت شما را برقرار کنند. هر چه ما صحبت میکردیم حرف میزدیم گوش نمیکردند ما در جنگ به این هدف استراتژیک و راهبردی رسیدیم که کشورهای منطقه، آمریکا تضمین کننده امنیت شما نیستند. این هدف خیلی هدف بزرگی بود که در این جنگ به آن رسیدیم. از طرف دیگر ثابت کردیم که ایران قدرت بزرگ منطقهای است که میتواند با کمک شما امنیت پایداری درست کنیم. نمونه آن تنگه هرمز است تنگه هرمز دست ما است. ما با همدیگر میتوانیم این جا امنیت پایداری را درست کنیم. این از نظر اهداف پس ما به همه اهدافمان رسیدیم آمریکاییها به هیچ اهداف شان نرسیدند. آنها به ما خساراتی زدند قبول داریم ولی ما هم به آنها خسارت بزرگی زدیم. اولین خسارتی که ما به آنها زدیم این بود که پیشرفتهترین فناوریهای آنها را ما ضربه زدیم اف ۳۵ را زدیم. اف ۳۵ افتخار آمریکاییها در دنیا بود که اگر اف ۳۵ برود در آسمان دیگر تمام شده است. بعد چینیها بندگان خدا چند سال است دویدند که مشابه آن را درست کنند که با این مقابله کند. ما این جا در زمین خودمان اف ۳۵ را به زانو در آوردیم. اف ۱۵ و اف ۱۶ را زدیم، ۱۷۰ تا پهپاد زدیم. خسارت دوم، زیرساختهای ۶۰ ساله آمریکا ۱۶-۱۷ پایگاه را موشکباران کردیم و حتی گروهی از خلبانان اف ۵ ما رفتند در کویت به همان شیوه شهید بزرگوار اردستانی که من خیلی دوستش داشتم در عملیات فاو آنقدر شجاعانه میرفت میزد به دشمن در حالی که گلولهها به صورتش میآمد میرفت در قلب دشمن و خسارات سنگینی به زیرساختهای دفاعی آمریکا زدیم. حالا مقایسه کنیم. آنها به ما خسارت زدند ما هم به آنها خسارت زدیم، آنها اهدافی داشتند به اهدافشان نرسیدند ما اهدافی داشتیم به همه اهدافمان رسیدیم. حالا این را در ترازو بگذاریم. اهداف ما بسیار بزرگ است که الان در اختیار ملت ایران است نباید اینها تضعیف شود. تنگه هرمز نباید تضعیف شود. اقتدار منطقه ایران نباید تضعیف شود از طرف دیگر آنها به ما خسارات زدند، ما هم به آنها خسارت زدیم، ولی خسارت ما ۱۰ برابر آنها است، اصلا خسارتی که ما به آنها زدیم قابل مقایسه نیست. فقط حدود نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار مجموع خسارتهاست؛ ۷۰ تا ۸۰ میلیارد دلار؛ هزینههایی است که انجام دادند، هزار میلیارد دلار اقتصاد آمریکا آسیب دیده؛ از قدرت خرید تا رفاه مردم و آسیبی که به جیدیپی آمریکا وارد شده است. درست است که به ما خسارت زده، اما خسارتهایی که ما به آنها زدیم ۱۰ برابر آنهاست. با توجه به این معادله، یک سری پیامد به وجود آمده و یک سری چهرهسازی در دنیا و منطقه شده است. اولین پیامد این پیروزیهای ما و شکست آمریکا این شده که ابرقدرتی آمریکا در حال فروپاشی است. چه کسی این کار را کرده؟ ایرانیها، ملت ایران. دوم این که منزلت و جایگاه بینالمللی ایران بالا آمده، قابل اعتماد شده ایران. از این به بعد تماس، ارتباط و روابط با ایران دیگر با ایران قبل از جنگ ۱۲ روزه نیست. موضوع بعد این است که ما قدرتمان را اضافه کردیم، درست است آسیب وارد شده، ولی قدرتمان را اضافه کردیم. چطور بازدارندگیای است؟ قبلاً میگفتند ایران تا بمب اتم نداشته باشد، نمیتواند از حمله به خود جلوگیری کند. الان چیزی پیدا کردیم ۱۰ برابر بمب اتم است و آن تنگه هرمز است. پس ما در این جنگ قدرت بازدارندگی خود را هم افزایش دادیم. اینها را چرا میگویم؟ میخواهم بگویم با توجه به این پیروزیهایی که الان داریم، مذاکرات باید به این پیروزیها اضافه کند. اگر نمیتوانند دوستان ما؛ بنا به هر علتی، اینها را باید تثبیت کنند و اینها تضعیف نشود. آن چیزهایی که انتظار داریم که تحقق پیدا کند، در همین دو کلمه خیلی خلاصه آقاست؛ حقوق ملت ایران؛ یعنی یا مستقیم یا غیرمستقیم باید خسارت بدهند. اگر مستقیم خسارت ندادند، حتماً باید به صورت غیرمستقیم بیایند اینجا تمام این خرابیها را با پولهای خود باید کمک کنند درست شود. پولهای مسدود شده ما را بدهند، تحریمها را بردارند. اینها همه حقوق ماست. اینها را، چون مقام معظم رهبری بارها به سران صحبت کرده، دیگر ایشان نیاورده، کاملاً روشن است. مسأله بعد هم خود حقوق جبهه مقاومت است. از این به بعد یک عده ممکن است راه بیفتند که چرا شما جبهه مقاومت را میگویی؟ باز شما دارید همان لبنان و فلسطین و غزه را میگویید. اگر اینها کنار ما نبودند که ما از خودمان نمیتوانستیم دفاع کنیم و یمنیها همین الان دستشان روی ماشه است که اگر به ایران حمله شود، آنها حمله میکنند، عراقیها و لبنانیها دستشان روی ماشه است؛ این جزو توان ما شده؛ جبهه مقاومت جزو توان ماست. ما از آنها دفاع میکنیم و آنها از ما دفاع میکنند؛ دفاع متقابلی وجود دارد؛ بنابراین تقاضایی که از دوستانم در مذاکره دارم این است که صحبتهای آقا را جدی بگیرند. سؤال: شما اشاره کردید به انتهای این روند مذاکراتی خیلی خوشبین نیستید و بیشتر هم معتقدید رژیم صهیونیستی همچنان که شیطنت میکند، شیطنتهایی را در ادامه خواهد کرد که اثر بگذارد روی ماجرای مذاکرات و احتمال درگیری را در پایان مذاکرات باز شما خیلی زیاد میبینید. منتها برخی معتقدند این دور از مذاکرات با ادوار قبلی یک تفاوت مهم دارد و آن این است که گزینه نظامی روی میز دیگر خیلی کارت جدی برای این که جلوی ایران گذاشته شود، نیست و یک کارت سوخته است، چون آمریکاییها و رژیم تقریباً در ۴۰ روز جنگیدن، این را یک بار آزمودند که این راهکار جواب نمیدهد و بنابراین خیلی این گزینه، گزینهای نیست که اگر درگیری هم یا حداقل با این تجربه باز بخواهند به سمت درگیری بروند که اهداف خود را محقق کنند. سرلشکر محسن رضایی: آمریکاییها به شدت دنبال فرار از جنگ هستند، ولی ما دیدیم آمریکاییها همیشه با ترفند و حیلهگری میتوانند کار کنند، همین اختلافی که درست شده، واقعاً هم خیلی از آن درست است، همین تبدیل به جنگ زرگری میشود. مثلاً اقداماتی اینها در آن روزهای آخر توسط اسرائیل انجام میدهند که بگویند اشتباه شده، با نتانیاهو برخورد میکنیم، ولی شما هم زودتر بیایید این را امضا کنید؛ به عنوان یک فشار. دو بحث است؛ یک وقتهایی جنگ با آن اهداف ۱۲ روزه و ۴۰ روزه باشد، یک وقتهایی به عنوان یک فشار باشد؛ بنابراین این هست، چرا نباید باشد؟ این وجود دارد. آن چیزی که الان نوشته شده؛ تفاهمنامه است. از نظر حقوقی هیچ پشتوانه حقوقی و فنی ندارد. این نه قرارداد شده، نه پیمان شده، هیچ جنبههایی نیست. موضوع بعد هم ما از یک آتشبس وارد متارکه شدیم. در اصطلاح جنگ، چند واژه داریم: آتشبس، متارکه، ترک مخاصمه و صلح. الان از آتشبس، یک گام جلو آمدیم با عنوان متارکه. متارکه دو روز تا سه ماه است. هیچ علتی ندارد که برنگردد، ضمن این که همه چیز هم در تفاهمنامه است که ما باید به آن توافق نهایی برسیم که اینها باشد. البته در نیروهای مسلح جدی میگیریم و منتظر هم هستیم که اگر خطایی کنند خیلی شدیدتر، چون میدانیم مثل گذشته هم اینها نیستند، انشاءالله دیگر کار را برای همیشه تمام میکنیم. سؤال: نقش مردم در این فضایی که الان وارد آن شدیم چیست؟ به ویژه مردمی که بیش از صد شب در کف خیابان حضور داشتند، شاید یک سؤال جدی آنها این است که آیا تمام شد؟ تکلیف و وظیفه ما در این ایام مذاکرات چه خواهد بود و چه وظیفهای را به عهده داریم؟ سرلشکر محسن رضایی: الان که این مراسم عزاداری حضرت اباعبدالله حسین (ع) تکرار همان حضور میدان ها است. چون در این میدان ها و این موشکهایی که میفرستادیم، مینوشتیم یا میگفتیم «ما ملت امامحسینیم» الان خود امام حسین (ع) آمده الان و دیگر در کنار امام حسین (ع) هستیم. انشاءالله تا اربعین به فضل پروردگار متعال به این عزاداریها و تعزیتها ادامه میدهیم و تقاضای ما هم این است که جدی همه ما در صحنه باشیم، مردم هم همین طور. بعد هم واقعاً چیزی که پشت دشمن را لرزاند و این که ترامپ میآید به صراحت میگوید که من قبول دارم، نمیشود موشک را از ایران بگیریم، این منطقی نیست، نمیشود پولهای ایران را نگه داریم؛ این منطقی نیست. این از کجا درست شده؟ چون ترامپ وقتی از رهبری تا نیروهای مسلح نگاه میکند، میبیند دریای عظیمی از مردم پشت سر رهبری و نیروهای مسلح هستند، وقتی این اقیانوس را نگاه میکند، حتماً ناچار است به حقوق ملت ایران تن دهد. حالا اگر بیایند این اقیانوس را خدشهدار کنند، تشتت و تفرقه درست کنند، متلاشی کنند، بگویند کافی است دیگر چقدر در میدان سینه میزنی؟ چرا این قدر؟ مگر شما زندگی ندارید؟ در حالی که زندگی ما الان این پیروزیها و ادامه این پیروزیهاست. ما بتوانیم غیر از این پیروزیهای نظامی و سیاسی که به دست آوردیم، پیروزیهای اقتصادی هم به این اضافه کنیم، این چطور میشود؟ حرف نهایی من این است که انشاءالله باید جنگ را به صورتی تمام کنیم که تا ۵۰ سال آینده ایران امنیت داشته باشد؛ لذا الان احساس خستگی نکنیم، الان یک عده حرفهایی نزنند، بگویند کافی و بس است. ما دنبال امنیت ۵۰ ساله هستیم. این یک مقدار زحمت دارد، انشاءالله ادامه دهیم.
سرلشکر محسن رضایی: البته این اولین محرمی است که ما رهبر عزیزمان را نداریم یاد ایشان را گرامی میداریم با آن مراسمی که برای عزاداری می گذاشتند و مردم در مراسم ایشان شرکت می کردند. امسال محروم شدیم از وجود پرفیض و با معنویت ایشان؛ امیدواریم که در جایگاه عالی در محضر در کنار حضرت اباعبدالله حسین (ع) امروز متنعم باشند و برای ما هم دعا کنند. البته به همه آزادیخواهان جهان هم تسلیت عرض می کنیم چون پرچم آزادی و عدالت که حضرت اباعبدالله حسین (ع) برداشتند تا امروز بشریت را از قهقرای قطعی نجات داد و هیچ تاریخی بعد از ایشان نیست که از آزادیخواهان بلند نشده باشند. حالا چه مسلمان، چه از سرزمین هند و رهبران هند یا مسیحیان لبنان که در رابطه با امیرالمومنین حضرت علی (ع) و حضرت اباعبدالله حسین (ع) مطلب گفتند، کتاب نوشتند. این نشان می دهد که خون حضرت اباعبدالله حسین(ع) در طول تاریخ جاری شد و آن لبیکی را که می خواستند از چادر بیرون آمده بودند، دست به آسمان برداشتند که آیا ناصری هست مرا کمک کند؟ خدای متعال فرمودند «ان تنصرالله ینصرکم» چرا من هستم، چون شما به دین من کمک کردید من ناصر شما هستم. به این نصرت الهی بوده که این هیجان، این شور، این آگاهی، این بیداری در روح تاریخ با خون حضرت اباعبدالله حسین (ع) دمیده شد و جریان پیدا کرد. من هم به سهم خودم تسلیت عرض می کنم.
سرلشکر محسن رضایی: تقریبا این چند روز خیلی در تب و تاب بودم که توئیتی بزنم، صحبتی کنم، منتها چون صحبت های من همراه با انتقاداتی بود صبر کردم تا اول رهبر انقلاب صحبت کنند، من هم پشت سر ایشان حرکت کنم. چون ما مسئولان تکیه مان بعد از خدای متعال به رهبری و ملتمان است، لذا جرات نکردم تا نظر ایشان بیرون نیامده صحبتی کنم. یک وقت خدایی نکرده ممکن است تبعاتی داشته باشد ولی پیام ایشان انصافا خیلی خلاصه و جمله به جمله آن دارای پیامی است که من عرض خواهم کرد.
اولا این را بگویم که بزرگترین حادثه سیاسی و نظامی در ابتدای رهبری یک رهبر در ایران اتفاق افتاده. هیچ حادثه ای در این ۴۷ سال گذشته به بزرگی این حادثه ای که الان دارد اتفاق می افتد، چه از نظر نظامی، چه از نظر سیاسی نداشتیم آن هم با شروع رهبری و این که ایشان الحمدالله در این مدت دو سه ماهه خیلی خوب توانسته فرمان را به دست بگیرد. این شکرگزاری از محضر پروردگار متعال دارد از جمله همین پیامی که ایشان صادر کردند و نشان می دهد ایشان الحمدالله از آزمون بزرگی در شأن و منزلت رهبری خیلی خوب بیرون آمده و دارد کشور را هدایت می کند. البته دروسی که امام شهید ما به ایشان دادند و روح بلند امام راحل در این 47 ساله و درس هایی که این ها همه بی تاثیر نبوده. ولی بالاخره در ابتدای رهبری حادثه خیلی بزرگ به وجود بیاید و ایشان بتواند اداره کند این آزمون، آزمون بسیار مهمی است به نظرم باید شکر آن را بدانیم.
در پیام مقام معظم رهبری چند مسئله وجود دارد، اولا ایشان فرمودند با وجود این که من نظر دیگری داشتم اجازه می دهم امضا شود که علت آن را هم عرض کردند که توضیح می دهند. بیانگر این است که در همان مرام امام راحل و مقام معظم رهبری که همیشه به دولت ها کمک می کنند که جامعه را بتوانند اداره کنند. بالاخره سنگینی بار اداره کشور روی دولت است، روی مجلس است، روی قوه قضائیه است. همراهی کردن رهبری، کمک کردن رهبری سنتی بوده، ایشان کاملا این سنت را رعایت کردند. همراهی کرده، با این که نظر دیگری داشتند ولی در عین حال از اصول ایشان کنار نیامد. فرمودند آقای رئیس جمهور از طرف خودش و شورای امنیت ملی تعهد دادند که حقوق مردم ایران و جبهه مقاومت را که متحدان ما در دفاع هستند، متعهد شده که این را رعایت کنند در مذاکره و این یکی از علت های تصمیم گیری من است. پس درست است که ایشان نظر دیگری داشتند ولی با دولت و شورای امنیت همکاری کردند، ولیکن همان اهدافی که مورد نظرشان بوده همان اهداف را حالا از طریق دیگری که دولت متعهد شده همان اهداف را دارد مطالبه می کند.
مسئله بعد درباره جبهه مقاومت هم ایشان تاکید کرده که آقای رئیس جمهور و شورای امنیت تعهد دادند که حقوق جبهه مقاومت تامین شود چرا؟ برای این که کوچکترین نقض عهد با متحدان ما که جلوی دشمن ایستادند این می تواند آینده منزلت و روابط بین المللی را خدشه دار کند. بالاخره عده ای آمدند سینه خودشان را سپر کردند برای دفاع، البته نه تنها ایران. مطمئنم اگر جبهه مقاومت در این ۴۰ سال گذشته نبود تا الان خبری از سوریه و لبنان نبود. لبنان را اسرائیل گرفته بود، سوریه را گرفته بود حتی به عربستان حمله می کرد. جبهه مقاومت تنها از ایران دفاع نکرده از همه کشورهای اسلامی مخصوصا همسایگان فلسطین، افرادی که در مجاورت سرزمین های اشغالی هستند، جبهه مقاومت دفاع کرده اگر جبهه مقاومت نبود که خبری از لبنان و سوریه و حتی بخش های زیادی از اردن هم رفته بود، در عین حال ما از آنها دفاع کردیم آنها هم در این دو تا جنگ ۱۲ روزه، وقتی آنها دفاع کردند ایشان تاکید کرده که حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت. بنابراین ما و جبهه مقاومت الان یکی هستیم، ما با همدیگر داریم دفاع می کنیم از ایران اسلامی.
یکی دو تذکر هم دادند. یک تذکر این است که آقای رئیس جمهور تعهد دادند از زیاده خواهی های آمریکا جلوگیری کنند، که احتمال می دهم این که ایشان فرمودند من نظر دیگری داشتم در آن نظر ایشان، این ها لحاظ شده بوده که از زیاده خواهی آمریکا جلوگیری شود. حالا همان هایی که در نظر خودشان بودند این ها را بعنوان تذکر دارند می گویند.
تذکر دوم گفتند که نظرهای دشمن را ملاحظه نکنید. تحت تاثیر یک وقت ها لبخندها قرار نگیرید. آن حقوق ملت ایران را دنبال کنید و هر چه آنها می گویند یک وقت ها شما تحت تاثیر این حرف ها قرار نگیرید.
موضوع دیگری که خیلی مهم است اشاره کردند این است که دشمن از روی استیصال و به وسیله اهرم هایی وارد مذاکره شده، حواستان باشد و این استیصال را بدانید. چون یک وقت ها می گوییم دشمن از موضع قدرت آمده. حالا برای این که به ما خسارت وارد نکند. یک وقت ها درک کنیم که دشمن از استیصال آمده. آخرش هم که ایشان از محضر حضرت ولیعصر (عج) استمداد کردند. بنابراین صحبت های نکاتی که در مقام معظم رهبری بوده این یک چارچوبی می شود برای مذاکرات.
یکی دو نکته خیلی مهم است که دلم می خواهد عزیزان ما که واقعا هم زحمت می کشند در مسائل دیپلماسی مذاکرات، یکی این که صحبت های آقا را جدی بگیرند. یعنی هر نوع سهل انگاری در این مسئله ممکن است تبعاتی داشته باشد. یعنی این تذکرات ایشان را کاملا جدی بگیرند. دوم این که ایشان تصویری درست کردند، فرمودند ملت ما و شخص رهبری منتظر می مانیم این گوی و این میدان. شما تعهد دادید قبول مسئولیت کردید منتظریم نتایج این تعهدات شما را ببینیم. لذا تیم مذاکره کننده الان باید کاملا خودشان را پاسخگو بدانند و در مقابل خواسته های ملت ایران و رهبر عزیزمان این حس پاسخگویی را کاملا بتوانند در عمل پیاده کنند. لذا خوب است در هر بندی که مذاکرات می شود با دقت به مردم گزارش دهند، بگویند موضوع چه بوده. به کجا رسیدیم؟ به چه چیزی توافق کردیم؟ این ها به نظر من در پیگیری پیام آقا خیلی موثر است.